ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ١٢٧ - فصل - ٣٨ كارزار حنين
و چنانچه نوشتيم بغير از اين هشت نفر ما بقى فرار كردند و مالك بن عباده غافقى در اين خصوص گويد:
در روز حنين كه شمشيرها از نيام كشيده شده بود بغير از بنى هاشم ديگران با رسول خدا ص مواسات ننمودند.
همه لشكر بغير از ده نفر فرار كردند و آنها مردم را ميخواندند كجا ميرويد سپس آنها همراه پيغمبر خود را براى مرگ آماده ساختند و مايه فخر براى ما شدند و از آنها ايمن امانت دار شهادت يافت و چشمش نورانى گرديد.
و عباس بن عبد المطلب بهمين مناسبت گفته:
ما نه نفر بوديم كه در روز جنگ از پيغمبر يارى كرديم و ديگران فرار كرده متفرق شدند پسرم فضل هنگامى كه شمشير در ميان قوم انداخته باو ميگفتم ضربت ديگر بزن تا بازگردند دهمى ما كه ايمن فرزند ام ايمن بود بر اثر آنچه در راه خدا ديده بود شربت شهادت نوشيد و شيرين كام گرديد.
رسول خدا ص هنگامى كه ديد لشكر همه فرار كردند به عباس كه مردى درشت صدا بود فرمود مردم را با صداى بلند بخوان و آنها را بياد معاهده خود بينداز عباس حسب الامر با صداى بلند مردم را خوانده و گفت اى كسانى كه در زير شجره بيعت كرديد و اى كسانى كه ياران سوره بقره هستيد كجا فرار ميكنيد و از معاهدهاى كه با رسول خدا ص نموده فراموش كرديد.
مسلمانان در آن وقت پشت بجنگ داده و سخت ميگريختند در آن شب هوا بشدت تاريك بود و پيغمبر در ميان بيابان و مشركان از درههاى كوه و مخفيگاههاى آن با شمشيرهاى كشيده و عمودها و نيزهها بيرون