ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٥٦٢ - فصل ١ نصوص امامت آن سرور
سانحه رحلت شما كه آرزومندم آن روز را نبينم پيشآمد كرد بچه كسى اقتدا كنيم و مهمات دينى خود را از او اخذ نمائيم حضرت صادق ع بفرزندش موسى ع اشاره كرد عرضكردم اگر خداى نكرده همين پيش آمد براى موسى ع اتفاق افتاد فرمود بفرزندش عرضكردم اگر براى فرزندش نيز همين واقعه اتفاق افتاد فرمود بفرزند فرزندش عرضكردم اگر براى او هم همين واقعه رخ داد و برادر بزرگ و فرزندى داشت كداميك را براى پيشوائى برگزينيم فرمود فرزندش و همين معنى را براى هميشه در نظر داشته باشيد.
طاهر بن محمد ميگفت روزى حضرت صادق ع فرزندش عبد اللَّه را سرزنش ميكرد و ميفرمود چرا مانند برادرت نيستى و چه امرى نميگذارد رويه او را دارا شوى! سوگند بخدا نورى در او مشاهده مىكنم كه در تو اثرى از آن نمىبينم، عبد اللَّه از اين سخن به شگفت آمده عرضكرد: مگر پدر من و او و اصل من و او يكى نيست؟! فرمود آرى ليكن او از منست و تو پسر منى.
يعقوب سراج گفت حضور حضرت صادق ع شرفياب شده ديدم آن حضرت كنار گهواره حضرت ابو الحسن موسى ع ايستاده و مدتى با كودك گهواره خود رازهائى ميگفت من نشستم تا حضرت او از راز نهانى فارغ شده آنگاه باحترام حضرت از جا برخاستم بمن فرمود نزديك مولاى خودت بيا و بر او سلام كن من حسب الامر نزديك رفته عرض سلام كردم كودك گهواره كه بر پيران عالم استادى توانا بود سلام مرا بزبان فصيحى پاسخ داد و فرمود هم اكنون بخانه برو و نام دخترت را كه ديروز نامگذارى كرده تغيير بده زيرا آن نامى است كه خدا دوست نميدارد.
آرى چنان بودى دخترى داشتم و او را حميراء ناميده بودم.
حضرت صادق ع فرمود فرمان فرزندم را بكار بند كه نجات در آنست.