ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٥١٢ - باب نهم بيان احوال امام پس از على بن الحسين و تاريخ ولادت و دلائل امامت و مدت عمر و خلافت و هنگام وفات و سبب شهادت و محل قبر و عدد فرزندان و اندكى از فضائل و اخبار او
براى گرد كردن مال دنيا آمده مناسبت است او را پند دهم شايد از اين كار دست بردارد.
پيش رفته سلام كردم حضرت باقر با كمال خستگى كه عرق چون دانههاى مرواريد از گونههاى مباركش ميريخت پاسخ مرا داد و اين حال را هم كه ديدم بيشتر بخود اميدوار شده گفتم خدا كار ترا اصلاح كند تو بزرگى از بزرگان قريش هستى و شايسته نيست مانند تو بزرگى در چنين موقع بگرد كردن مال دنيا بپردازد اگر در همين حال مرگ تو در رسد چگونه بر تو خواهد گذشت؟! بمجردى كه اين سخن را از من شنيد خود را از غلامان بركنار كرده و بطور عادى ايستاده فرمود سوگند بخدا اگر در همين حال مرگ من فرارسد هيچ بيمى ندارم زيرا يقين دارم مشغول بطاعتى از طاعات خدايم براى اينكه خود را بمنت تو و ساير مردم نيازمند نسازم و نان از عمل خويش مىخورم و منت از دونان نمىكشم[١] آرى آن هنگام بايد از مرگ بهر اسم كه مشغول ارتكاب معصيت خدا باشم من از شنيدن اين پاسخ دندان شكن معروض داشتم خدا ترا رحمت كناد نظر من آن بود ترا نصيحت كنم و شما مرا پند داديد.
٤- شريف ابو محمد مىگفت جد من از پيرمرد مسنى از مردم رى حكايت كرد يحيى بن عبد الحميد حمانى از معويه دهنى روايت مىكرد حضرت باقر ع ذيل آيه شريفه فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ هر چه را ندانستيد از اهل ذكر بپرسيد فرمود اهل ذكر ما خانوادهايم.
شيخ رازى گويد معنى همين آيه را از محمد بن مقاتل پرسيدم او مطابق با رأى خود پاسخ داده و گفت اهل ذكر افراد بخصوصى نبوده بلكه مصداق اين آيه همه دانشمندانند.
[١]\sُ چهار چيز كه اصل فراغتست و منال\z نيرزد آن بچهار دگر در آخر حال\z گنه بشرم ملامت عمل بخجلت عزل\z بقا به تلخى مرگ و طمع به ذل سؤال\z\E