ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٦١٨ - باب بيست و چهارم بخشى از اخبارى كه دليل بر امامت اوست مخصوصا آنها كه مشتمل بر تصريح و اشاره پدر بزرگوارش بوده
بخدا سوگند بهمين زودى خداى منان نعمت فرزندى بمن عطا ميفرمايد كه حق و اهل حق را روسپيد مى- سازد و باطل و ياران او را سركوب ميفرمايد، آن زمان كه اين گفتگو را ميفرمود فرزندى نداشت پس از يك سال خداى متعال نعمت وجود ابو جعفر را باو كرامت فرمود.
حسن بن جهم گفت حضور حضرت رضا ع شرفياب بودم فرزند خوردسالش را طلبيده در ميان دامانم نشانيد بمن فرمود پيراهنش را از بدنش بيرون بياور چون پيراهن از بدن پاكش بيرون كردم فرمود ميان دو شانه را نگاه كن چون نظر كردم در يكى از دو شانهاش چشمم به خاتم مانندى افتاد كه در گوشت قرار گرفته بود فرمود آيا اين خاتم را مىبينى مانند همين خاتم هم در روى شانه پدرم قرار داشت.
ابو يحيى صنعانى گفته حضور حضرت ابو الحسن ع شرفياب بودم فرزند خوردسالش ابو جعفر ع را آوردند فرمود اين فرزنديست كه بزرگتر و با بركتتر از او براى شيعيان ما بدنيا نيامده.
خيرانى از پدرش روايت كرده در خراسان حضور حضرت رضا ع شرفياب بودم كسى پرسيد بزرگوارا هر گاه پيشآمد ناگوارى براى شما رخ داد بچه شخصى توجه كرده و امور خود را از او بخواهيم؟
فرمود بفرزندم ابو جعفر مراجعه كرده خواستههاى خود را از او بطلبيد.
گوينده از پاسخ حضرت رضا ع بشگفت آمده و با نظر خوردسالى بحضرت ابو جعفر توجه كرد حضرت رضا ع براى رفع تعجب او فرمود خداى متعال حضرت عيسى ع را بمقام رسالت و نبوت و شريعت برقرار داشت در حالى كه از ابو جعفر خردسالتر بود.