ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٣٥٣ - باب اول امام دوم شيعيان
عامل مدائن بود و امام مجتبى نيز او را بدين سمت برقرار داشته وارد ساختند حضرت در منزل نامبرده به معالجه زخم خود پرداخت.
در آن هنگام كه اين پيشآمد ناگوار اتفاق افتاد سران قبائل كه از دين و ديانت دست برداشته و حاضر نبودند تحت حكومت الهى درآيند بمعاويه پنهانى نوشتند كه ما حاضريم از تو اطاعت كنيم و گوش بفرمان باشيم و او را وادار كردند هر چه زودتر بجانب آنان كوچ نمايد و ضمانت نمودند بمجردى كه با لشكر معويه ملاقات نمايند فرزند زهرا را تسليم دست او كنند و يا در اولين فرصت او را بقتل رسانند.
حضرت مجتبى از عمل ناروا و بىوفائى اين عده باخبر و همانوقت نيز نامه از قيس بن سعد بحضرت امام مجتبى رسيد.
امام مجتبى ع هنگامى كه مىخواست از كوفه رو به پيكار معويه كند عبيد اللَّه بن عباس را امير لشكرى قرار داده و مأموريت داشت تا معويه را از عراق دور سازد و قيس نامبرده را با او همراه كرد و فرمود اگر تو در اين رزم به پيشآمد ناگوارى دچار شدى (كه اى كاش به بلاى آسمانى نابود مىگرديد) قيس را پس از خود برقرار دار و مردم را تحت نظر او فرمان بده.
بارى با آن همه گرفتارى كه از اطراف و اكناف گرد فرزند زهرا را احاطه كرده بود نامه قيس رسيد كه معويه در حبوبيه برابر مسكن نزول كرد و نامه براى ابن عباس ارسال داشت و او را بجانب خود دعوت نمود و ضمانت كرد كه هزار درهم باو بدهد و اضافه كرده بود نيم آن را بزودى مىفرستم و نيم ديگرش را هنگام ورود بكوفه خواهم پرداخت.
عبيد اللَّه ابن عباس آشناى امام مجتبى و خويشاوند او
|
من از بيگانگان هرگز ننالم |
كه با من هر چه كرد آن آشنا كرد |
|