ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٥٧٠ - باب شانزدهم معجزات و خوارق عادات
چند روزى كه از اين پيشآمد گذشت هنگامى على بن يقطين بر يكى از غلامان مخصوص خود خشمگين شده او را از خدمت خويش معزول كرد.
غلام از تمايل على به ابو الحسن باخبر بود و ميدانست در اوقات معينى پول و هدايا براى آن حضرت ميفرستد غلام كه از رويه تازه على سخت متأثر شده بود از فرصت استفاده كرده بحضور هرون سعايت كرده و گفت على بن يقطين، موسى بن جعفر را امام ميداند و هر سال خمس ماليهاش را براى او ميفرستد و در فلان روز جامه زربفتى را كه خليفه باو اعطا نموده بجهت آن جناب گسيل داشته.
هرون از شنيدن اين سخن خشمناك شده و گفت بايد تحقيقات لازمه را در اين خصوص بانجام بياورم و اگر چنان باشد كه تو مىگوئى او را خواهم كشت.
هرون بلافاصله على بن يقطين را احضار كرد، چون حضور يافت از وى پرسيد جامه زربفتى را كه بتو ارزانى داشتم بچه مصرف رسانيدى؟
گفت آن را در ظرف مخصوصى گذارده و خوشبو نموده و كاملا نگهدارى كرده هر روز از آن ظرف خارج مىكنم و محض تيمن و تبرك بدان مينگرم و ميبوسم و دوباره در محل خودش ميگذارم و شبانگاه نيز همين عمل را با وى انجام ميدهم.
هرون دستور داد الساعه آن را حاضر كن على بن يقطين بيكى از كارمندان خود دستور داد به فلان اطاق منزل من ميروى كليد را از خزينهدار من ميگيرى و صندوق معينى را ميگشائى ظرف سر به مهر كردهاى را بحضور خواهى آورد، فاصله نشد غلام، همان ظرف سر بمهر را در برابر رشيد گذارد دستور