ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٨٢ - فصل - ٤ اطلاع مردم مدينه از شهادت آن سرور
امير بداند كه حسين ع كشته شد عمرو دستور داد هم اكنون مردم را از شهادت او باخبر كن بمجردى كه مردم مدينه را از شهادت حضرت مشار اليه اطلاع دادم چنان ناله و فريادى از خانهاى بنى هاشم بگوش رسيد كه تا آن روز چنان ناله سوزناك و فرياد دلخراش سابقه نداشت پس از اعلام عمومى پيش عمرو رفتم چون مرا ديد لبخندى زده و بنشاط اين پيشآمد مضمون شعر عمرو معديكرب را براى من خواند.
زنهاى بنى زياد امروز چنان ناله و فرياد ميزنند كه زنهاى ما در فرداى روز جنگ ارنب بفرياد آمدند.
و اضافه نمود اين ناله و فرياد در برابر ناله و فريادى كه پس از كشتن عثمان پيشآمد كرد.
آنگاه بمنبر رفته و مردم را از كشته شدن حسين باخبر ساخت و از كار ناپسند يزيد اظهار قدردانى نموده از منبر فرود آمد.
يكى از كارگزاران عبد اللَّه بن جعفر بر او وارد شد و او را از كشتن فرزندانش تسليت داده و كلمه استرجاع گفت ابو السلاسل كه نيز از كارگزاران وى بود اظهار خودنمائى كرده گفت اين هم ناراحتى كه از ناحيه حسين ع بما رسيد! عبد اللَّه متأثر شده با كفش بدهان او كوبيده گفت اى پسر مادر ختنه نكرده ترا چه حد چنين نسبت ناروائى بحسين ع بدهى سوگند بخدا اگر همراه او بودم دوست ميداشتم از وى دست برندارم تا در ركاب او شهيد شوم و سوگند بخدا عملى كه مرا مسرور مىكند و اندوه فرزندان مرا بر من هموار ميسازد همانست كه يادگارهاى من در ركاب برادر و پسر عموى من شهيد شده و پا بپاى او حركت كرده و به ستم ستمگران شكيبائى ورزيدهاند آنگاه رو بحاضران كرده گفت سپاس خدا را كه اندوه مرا بشهادت حسين ع بزرگ ساخت و هر گاه من نتوانستم با حضرت او مواسات نمايم فرزندان من در راه