ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ١٠٤ - فصل ٢٧ غزوه ذات السلسله
مگر ميترسى شوهر تو كشته شود نه چنين است بخواست خدا هيچ گاه خبر دردناك قتل او را نخواهى شنيد.
على ع عرضكرد يا رسول اللَّه راضى نميشوى زودتر به نعيم رضوان نائل شوم على ع پس از انجام مقدمات كار خود پرچم پيغمبر اكرم ص را بدست گرفته بجانب وادى رهسپار شده هنگام سحر بدان جا رسيده و تا بامداد اظهارى نكرد چون نماز صبح را با ياران خود بجا آورد صفوف خود را آراست رو بدشمن كرده تكيه به شمشير خود داده فرمود اى مردم من از طرف رسول خدا ص آمدهام تا شما را به يگانگى خدا و رسالت رسول او بخوانم و بايد از من بپذيريد و گر نه با شمشير شما را از پاى درمىآورم.
گفتند مانند ياران ديگر خود برگرد كه ما جمعيت انبوهى هستيم و تو در برابر ما نميتوانى كارى از پيش ببرى.
فرمود بخدا سوگند برنميگردم تا اسلام آوريد يا با شمشير شما را نابود كنم من على بن ابى طالب بن عبد المطلبم.
دشمن بمجردى كه على ع را شناخت بوحشت افتاد و تزلزلى در ميانشان حكمفرما گرديد و چاره نديدند جز اينكه با وى بكارزار بپردازند على ع با آنان بمبارزه پرداخت شش نفر يا هفت نفر از آنان را كشت مشركان منهزم شده و مسلمانان پيروز گرديده و با غنيمت بطرف پيغمبر اكرم ص مراجعت كردند.
ام سلمه گويد رسول خدا ص در خانه من خوابيده بود ناگاه از خواب برخاست گفتم خدا ترا در پناه خود نگهدارى فرمايد فرمود آرى راست ميگوئى خدا حامى من است اينك جبرئيل بمن اطلاع ميدهد كه على ع مىآيد سپس رسول خدا ص با مردم باستقبال او رفته و دو صف از مستقبلين همراه پيغمبر بودند.