ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٣٠ - باب دوم در اين باب اخبار و فضائل و مناقب و كلمات حكمت آميز و معجزات و آثار برجسته على ع ذكر مىشود
١- يحيى بن عفيف از پدرش روايت كرده پيش از آنكه پيغمبر اكرم امر نبوت را اظهار كند من با عباس بن عبد المطلب نشسته بوديم اول ظهر جوانى آمد رو بكعبه ايستاده بنماز مشغول شد فاصله نشد جوان ديگرى آمد بطرف راست او ايستاده و زنى هم آمد پشت سر آنها بنماز مشغول شد، جوان بركوع رفت آنها هم اقتدا كرده با وى بركوع آمدند چون سر از ركوع برداشتند بسجده آمده آنها هم سر بسجده گذاردند من بعباس گفتم امر عظيمى مشاهده ميكنم گفت آرى چنانست كه ميگوئى ميدانى اين جوان كيست؟ اين جوان پسر برادر من و نام او محمد و پدرش عبد اللَّه بن عبد المطلب است و اين جوان ديگر نيز پسر برادر من على- بن ابى طالب است و اين زن خديجه دختر خويلد است.
پسر برادر من ميگويد پروردگار او كه خداى آسمانها و زمين است او را باين دينى كه هم اكنون بدان توجه دارد مأمور داشته و سوگند بخدا بجز اين سه نفر متدين باين دين نميباشند.
٢- سهل بن صالح كه بيش از صد سال از عمر او گذشته گفت از ابو معمر بن عباد از انس بن مالك شنيدم ميگفت رسول خدا ص فرمود فرشتگان مدت هفت سال بر من و على درود ميفرستادند براى آنكه گواهى به يكتائى خدا و رسالت من جز از من و او از ديگرى ظاهر نميشد.