ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٣٣٧ - فصل - ٧٨ گفتگوى اژدها
بخواهد بچنين معجزه اعتراض كرده و طعنه بزند مساوى با آنست كه معجزات پيغمبر را قبول ننموده و اعتراض نمايد.
فصل- ٧٨ گفتگوى اژدها
اين معجزه نيز مانند سخن گفتن ماهيان و كمشدن آب فرات در درجه اهميت است و اصل حكايت اينست كه امير المؤمنين ع روزى بر فراز منبر كوفه مشغول نشر احكام و اخلاق بود ناگهان اژدهائى (مار بزرگى) از پلههاى منبر بالا رفت تا خود را به آن حضرت نزديك كرد مردم بوحشت افتاده و خواستند او را از مولى على ع دور كنند حضرت آنها را امر به آرامش فرمود اژدها خود را به پله رسانيد كه على ع آنجا ايستاده و به پند و اندرز مردم مشغول بود حضرت خود را منحنى كرد تا بجائى كه دهان آن حيوان نزديك گوش على ع رسيد از اين پيشآمد سكوتى در مسجد حكمفرما شده و همه متحير كه سرانجام كار بكجا خواهد كشيد در آن وقت آن حيوان صدائى برآورد كه بسيارى از حاضران شنيدند و از محل خود دور شد على ع لبهاى خود را حركت ميداد و مار بسخنان آن جناب كه ديگران نمىشنيدند گوش ميداد چون بيانات على ع بپايان رسيد مار بسرعت از جاى حركت كرد و زمين او را بخود فروبرد.
على ع پس از رفتن آن حيوان باز شروع بخطبه خواندن كرد و خطبه را بپايان آورد چون از خطبه خواندن آسوده خاطر شد و از منبر بزير آمد گرد او جمع شدند از اژدها و پيشآمد عجيب او سؤال كردند حضرت فرمود اين مار چنان نبود كه شما پنداشتيد بلكه او يكى از قاضيان جن بود مسأله