ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٣٣٥ - فصل - ٧٦ رد شمس
مىشود از آن بگوش ما رسيد.
مرتبه دوم كه پس از رحلت پيغمبر براى آن حضرت رد شمس اتفاق افتاد اين بود وقتى كه در بابل تشريف داشت و مىخواست از فرات عبور كند عده بسيارى از يارانش به عبور دادن مركبها و توشهها از آب فرات اشتغال داشتند آن حضرت با گروهى از اصحاب نماز عصر را خواند و مردم هنوز از كار عبور از فرات فارغ نشده بودند كه خورشيد غروب كرد در نتيجه نماز عصر عده بسيارى قضا شد و از نماز جماعت با آن حضرت محروم ماندند و در اين خصوص با آن جناب بگفتگو پرداختند. على ع كه اصحاب خود را اين گونه نگران ديد از خداى متعال درخواست كرد تا خورشيد را بمحل اول خود برگرداند تا همه اصحاب بتوانند نمازشان را در وقت خود بخوانند خداى متعال دعاى او را اجابت كرد و در افق وقت عصر ظاهر شد و چون مردم از سلام نماز فارغ شدند خورشيد غروب كرد و صداى عجيب هولناكى بگوش رسيد كه مردم ترسيدند و به تسبيح و تهليل و استغفار پرداختند و از خدا سپاسگزارى نمودند كه چنين نعمتى به آنها ارزانى داشت.
اينخبر در عالم منتشر شد و همه جا نقل مجالس بود.
سيد حميرى در اين باره چنين سروده.
چون نماز عصر او قضا شد و آفتاب غروب كرد دوباره بحال اول برگشت و نور او هنگام عصر را نمودار ساخت و سپس چون ستاره كه سقوط كند غروب نمود و بار ديگر در بابل نيز همين قضيه اتفاق افتاد با اينكه چنين پيشآمدى براى هيچ گوينده فصيحى پيش نيامده مگر براى يوشع بن نون و