ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ١٤٤ - فصل - ٤٤ اسلام عمرو معديكرب
عمرو ناراحت شده و مرتد گرديد بطرف عده از مردم بنى حارث رفته دستبردى زده بجانب قوم خود رهسپار شد.
رسول خدا ص براى سركوبى وى، على ع را طلبيده و او را بر مهاجران امارت داده بهمراهى آنان بجانب بنى زبيد گسيل داشت و خالد بن وليد را با عده از تازيان به آهنگ، جعفى گسيل داشت چون هر دو لشكر مقابل شدند على ع خالد بن سعيد را مقدم لشكر قرار داد و خالد بن وليد ابو موسى را مقدم لشكر خود قرار داد.
از آن طرف جعفى هنگامى كه از آمدن لشكر مسلمانان اطلاع يافتند بدو دسته شدند عده بجانب يمن كوچ كردند و فرقه ديگر بمردم بنى زبيد ملحق گرديدند.
على ع كه از اين پيشآمد باخبر شد رسولى به خالد بن وليد فرستاد هر كجا رسول من با تو ملاقات كند همان جا توقف كن ليكن خالد بن وليد بفرموده على ع توجهى نكرد و توقف ننمود على ع بخالد بن سعيد جريان را تذكر داده و امر كرد سر راه بر او بگير و او را زندانى كن او حسب الامر از وى جلوگيرى كرده و حبس نمود وقتى كه على ع خالد را ديد از مخالفت كردن او نكوهش نمود و از آنجا حركت كرده به وادى كسر (بكسر كاف نام محلى از يمن است) براى سركوبى بنى زبيد عزيمت نمود بنى زبيد كه او را ديده به عمرو گفتند اى ابو ثور هنگامى كه با اين جوان قرشى روبرو شوى و بخواهد از تو خراج بگيرد چه خواهى كرد؟ پاسخ داد بزودى خواهيد فهميد با چه دلاورى روبرو شده و باو چه خواهد گذشت.
عمرو پس از اين پاسخ و پرسش بميدان آمده مبارز طلبيد على ع آماده پيكار او شده خالد-