ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ١٤٢ - فصل - ٤٣ جنگ تبوك
نُسَبِّحَكَ كَثِيراً وَ نَذْكُرَكَ كَثِيراً[١] پروردگارا قفل از صندوقچه سينه من بردار و كار مرا آسان كن و گره از زبانم بگشا تا گفته مرا بپذيرند و برادر من كه از خود منست جانشين من قرارده و او را پشتيبان و انباز كار من بساز تا بسيار تسبيح تو كنيم و بياد تو باشيم.
خداى متعال او را پاسخ داده و به آرزو رسانيده چنانچه ميفرمايد: قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى[٢] اى موسى به آرزوى خود رسيدى و نيز از موسى ع حكايت ميفرمايد: وَ قالَ مُوسى لِأَخِيهِ هارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ[٣] موسى ببرادرش هرون فرمود تو در ميان مردم من بعنوان جانشينى برقرارى آنان را سازش بده و از آئين فسادگران پيروى مكن.
بنا بر اين هنگامى كه رسول خدا ص على ع را بمنزله هرون قرار ميدهد لازم مىشود كه تمام خصوصيات هرون را منهاى مستثنيات او دارا باشد و چنانچه ميدانيم اين موضوع، از جمله فضائلى است كه ديگران با وى شركت نداشته و كسى همرتبه يا نزديك بمقام او نبوده.
و هر گاه خداى متعال ميدانست (چنانچه ميدانسته) كه در اين جنگ نيازى بمصاف مىافتد امر نميكرد على ع را در مدينه باقى بگذارد بلكه ميدانسته مصلحت در استخلاف وى بوده و همانا اقامت على ع در دار هجرت از بهترين كارها بشمار آمده در نتيجه تدبير كار خلق و دين را بدين وسيله نموده و امضا كرده.
[١] از آيه ٢٧ تا ٣٦ سوره طه
[٢] آيه ٣٨ سوره طه
[٣] آيه ١٣٩ سوره اعراف