ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٨٧ - باب چهارم در اين باب به برخى از فضائل حسين و زيارت و ذكر مصيبت او اشاره مىشود
ام الفضل دختر حارث روزى حضور رسول خدا ص شرفياب شده عرضه داشت ديشب خواب وحشتناكى ديدم پيغمبر اكرم ص پرسيد خواب خود را بگو عرضه كرد خواب عجيبى است كه از اظهار آن خوددارى مىكنم فرمود در عين حال باز هم خوابت را نقل كن عرض كرد در خواب ديدم مانند آنكه قطعه از بدن شما جدا شد و در دامن من افتاد. رسول خدا فرمود خواب بسيار خوبى ديدى بدين زودى فاطمه ع فرزندى خواهد آورد و آن فرزند در دامن تو خواهد بود و چون حسين ع متولد شد آن حضرت در دامن من قرار گرفت روزى همچنان كه حسين ع در دامن من بود بر رسول خدا ص وارد شدم حضرت رسول اكرم ص نگاهى بحسين ع نموده ديدگانش اشك آلود شد عرضه داشتم پدر و مادرم فداى شما باد چرا گريستيد؟ فرمود هم اكنون جبرئيل بر من نازل شد و خبر داد امت من بزودى همين فرزند مرا شهيد مىكنند و خاكى از خاك سرخ رنگ او براى من آورد.
ام سلمه گويد روزى رسول خدا ص نشسته بود و حسين ع در دامن آن جناب بود توجه كردم آن حضرت مىگريد عرضكردم پدرم فداى شما باد چرا گريه مىكنيد فرمود هم اكنون جبرئيل بر من نازل شد و مرا بدرگذشت و شهادت فرزندم حسين ع تسليت داد و اظهار داشت عده از امتان من كه خدا آنها را از شفاعت من محروم ساخته او را شهيد خواهند كرد.
و همو گفته شبى حضرت رسول اكرم ص از خانه من بيرون رفت و مدتى فاصله شد در مراجعت ديدم گرد و غبار سر و صورت آن حضرت را فراگرفته و مشت خود را مانند اينكه چيزى در آن مخفى داشته محكم بسته اين حال بىسابقه را كه از آن حضرت مشاهده كردم علتش را پرسيدم فرمود در اين ساعت مرا