ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٥٧٨ - باب هفدهم بخشى از فضائل و مناقب و حالاتى كه دليل بر برترى او بر ديگرانست
مدينه و پيشاپيش آنها حضرت ابو الحسن كه بر استرى سوار بود به استقبال هرون آمدند.
ربيع دربان هرون بحضرت عرضكرد مناسب نبود شخص شما بر چنين مركبى سوار شويد و به استقبال خليفه بيائيد زيرا مركبى است كه اگر بخواهيد برزم دشمنى برويد بوى دست پيدا نميكنيد و اگر بخواهيد از دشمنى بگريزيد امكان پيدا نمىكنيد.
حضرت فرمود اين مركب از سرگرانى اسبهاى لاغر ميان بدور است و الاغ ذليلى هم كه با شئونات سوارهاش سازگار نباشد نيز نميباشد و بالاخره از جمله مراكبى است كه حد وسط را داراست و بهترين كارها و چيزها حد وسط آنهاست گويند هنگامى كه رشيد وارد مدينه شد باتفاق همراهيان بزيارت مرقد مطهر حضرت رسول ص رفت و مقدم بر سايرين وارد در حرم شده بعنوان فخريه عرضه داشت سلام بر تو اى رسول خدا سلام بر تو اى پسر عم حضرت ابو الحسن در همان وقت شرفياب شده عرضه داشت سلام بر تو اى رسول خدا سلام بر تو اى پدر بزرگوار اينجا رنگ صورت رشيد تغيير كرد و كينه آن جناب را در دل گرفت.
محمد بن حسن در مكه مكرمه در حضور رشيد از حضرت ابو الحسن ع پرسيد محرم ميتواند از سايه محملش استفاده كند؟ فرمود در حال اختيار چنين عملى براى او تجويز نشده پرسيد ميتواند در حال اختيار از زير سايه به آنها حركت نمايد؟ فرمود آرى، محمد بن حسن كه از سنت اسلامى اطلاعى نداشت خنديد.
حضرت فرمود آيا از سنت رسول خدا تعجب مىكنى و با نظر استهزاء و تمسخر بدان مىنگرى با آنكه رسول خدا روپوش كجاوهاش را در حال احرام بازكرد و خود با حال اختيار از زير سايه به آنها