ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٢٦٧ - فصل - ٤٤ خطاب با مردم كوفه
فصل- ٤٣ يادى از سخن پيغمبر)
حمد براى خدا و سلام بر رسول او اما بعد همانا رسول خدا ص مرا برادر خود قرار داد و از ميان همه مردم بعنوان وزارت برگماشت اى مردم من مغز هدايت و مخزن فكر آن و دو ديده بيناى آنم بنا بر اين از راه هدايت نظر باينكه سلاك و روندگان آن اندكاند بوحشت نيفتيد كسى كه كشنده مرا مؤمن بداند چنانست كه خود او كشته است، بدانيد هر خونى، خونخواهى دارد كه روزى بخونخواهى از او قيام مى- كند و همانا خونخواه ما و داور در باره ما و نزديكان به پيغمبر و بىپدران و سر راهنشينان كسى است كه در طلب هر چيزى برآيد از تحصيل آن درمانده نميشود و كسى از دست تواناى او فرار نمىكند و ستمگران بزودى خواهند دانست كه سرانجام آنها بكجا منتهى خواهد شد.
سوگند بخدائى كه دانه را شكافته و انسان را آفريده عصاى خلافتى را كه شما گروه بنى اميه بدست گرفتهايد با نزاع از چنگ شما بدرآورند و بزودى آن را در دست ديگران و در خانه دشمنانتان مشاهده خواهيد كرد و بزودى از حقيقت فرموده قرآن باخبر خواهيد شد.
فصل- ٤٤ خطاب با مردم كوفه
اى مردم كوفه تا وقت باقيست خود را براى پيكار با معويه كه دشمن شماست آماده سازيد عرض كردند يا على ع اندكى مهلت بده تا سرماى زمستان برطرف شود.
فرمود سوگند بخدائى كه دانه را شكافته و انسان را ايجاد كرده اين مردم بزودى بر شما چيره