ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٣٨٧ - فصل - ٢ پس از رحلت امام حسن
تازيانه براه بياورم بنا بر اين كسى كه خود را دوست ميدارد بايد از مخالفت احتراز كند و راستى پيشه نمايد تا از هلاكت در امان باشد.
پس از اين از منبر پائين آمد و از آغاز كار با درشتى و سختى رفتار كرد و دستور داد سرشناسان كوفه و آنها كه مردم را مىشناسند حاضر كرده تا معروفان و هواخواهان يزيد و مخالفان و آشوبگران را معرفى نمايند و خاطرنشان ساخت كسانى كه نامبردگان را معرفى كنند و بحضور آورند آسيبى از ما نخواهند ديد و كسى كه براى اين كار حاضر نمىشود بايد ضمانت كند آنها كه معروف در نزد او هستند در صدد مخالفت و ستمگرى عليه ما نباشند و كسى كه باين امر هم راضى نشود يا آنكه سرشناسان قوم را معرفى ننمايد بايد بداند كه در امان ما نبوده و خون او را خواهيم ريخت و مال او بر ما حلالست و هر سرشناسى كه از يكى از دشمنان يزيد باخبر بوده و او را بمقام ما معرفى نكرده باشد براى عبرت ديگران او را در كنار خانهاش بدار مىآويزيم و از عطيه ملوكانه محروم خواهيم داشت.
هنگامى كه حضرت مسلم بن عقيل ع از آمدن عبيد اللَّه باخبر شد و از سخنان بيخردانه او اطلاع حاصل نمود و متوجه شد سرشناسان را براى معرفى شيعيان على و مخالفان يزيد بحضور طلبيده از خانه مختار خارج شده و بمنزل هانى بن عروه رفت شيعيان مخفيانه حضور حضرتش ميرسيدند و ضمنا بيكديگر توصيه مىكردند مبادا كسان عبيد اللَّه از جايگاه مسلم باخبر شود.
عبيد اللَّه براى آنكه هر چه زودتر بمقصود خود برسد غلامى داشت بنام معقل باو سه هزار درهم داده گفت در طلب ياران مسلم برآى و هر گاه با يكى يا عده از آنان ملاقات كردى اين وجه را بايشان بده و بگو اين مقدار وجه را بگيريد و صرف نابودى دشمن خود بنمائيد و براى از بيخ و بن درآوردن او اسلحه