ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٢٧ - فصل ٦ مرقد على ع
شما ميخورد همان جا آرامگاهى براى من حفر نمائيد قبر ساخته خواهيد ديد مرا در آنجا بخاك بهسپاريد.
چون امير المؤمنين ع از دنيا رفت مطابق با وصيت او آخر سرير او را بدوش گرفتيم و جلو آن خود حركت ميكرد و ما همانوقت صداى زمزمه ميشنيديم همچنان بدنبال جنازه آمديم تا وارد غريين شديم سنگ سفيد نورانى ما را بطرف خود توجه داده بدان جا رهسپار شده قبرى حفر كرده مرقدى آماده ديديم كه بر آن نوشته بود اين قبريست كه آن را نوح ع براى جسد پاك على ع فراهم كرده ما آن بدن پر از مهر و محبت و حقيقت را در آن قبر پنهان ساختيم گرچه از ديدارش محروم گرديديم كه جهانى مملو از حقيقت را در آن خاك نهاديم ليكن از اكرامى كه خدا با على ع كرده خوشحال بوديم و بالاخره با دلى داغدار از كنار قبر على ع برگشتيم.
در راه با گروهى از دوستان على ع كه بر جنازه او نماز نگزارده بودند ملاقات كرديم جريان را بايشان گفتيم و عنايات خداى منان را كه با او نموده بيان كرديم آنها گفتند ما همه ميخواهيم آنچه را شما ديدهايد مشاهده كنيم گفتيم چنانچه وصيت فرموده نشان قبر او ناپيدا شده آنها بسخن ما توجهى نكرده رفتند و برگشتند و اظهار داشتند چنانچه گفتيد هر چه كاويديم اثرى نديديم.
٢- جابر بن يزيد گويد از امام باقر ع پرسيدم على ع را در كجا دفن كردند فرمود پيش از طلوع فجر او را در غريين مدفون ساختند و حسنين و محمد حنفيه فرزندان او باتفاق عبد اللَّه جعفر در قبر داخل شدند.
٣- از ابن ابى عمير روايت شده از حسين بن على ع پرسيدند پدر بزرگوارت را در كجا دفن كرديد فرمود شبانه جنازه او را بمسجد اشعث برديم به پشت كوفه رسيده او را در غريين برده و مدفون ساختيم.
٤- عبد اللَّه حازم گويد روزى همراه هرون الرشيد بعنوان شكار از كوفه خارج شديم بغريين و ثويه