ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٧ - فصل ١٠ امانتدارى
|
اين نشان شير مردان حق است |
كه از ايشان كار دين با رونق است |
|
|
افكند خصم ار خيو بر رويشان |
منقلب هرگز نگردد خويشان |
|
|
جاى احمد آن رسول مقتدى |
خفتهاند از بهر حفظش بر فدى |
|
|
اين چنين مردى رؤف و عادل است |
حيدر شير افكن دريا دل است |
|
|
روز هيجا پشت او دشمن نديد |
وز نهيبش زهرهها بر تن دريد |
|
فصل ١٠ امانتدارى
پيغمبر اكرم ص پيش از آنكه دعوت خود را علنى سازد امين قريش بود و مردم مالهاى خود را بعنوان گروگان حضور او مىسپردند و چون ناچار بايد از مكه هجرت كند و از كيد دشمنان برهد در ميان كسان خودم شايستهاى كه بتواند امانتهاى مردم را باو بسپارد بجز از على ع نديده بهمين مناسبت وديعههاى افراد را باو سپرده كه بصاحبانش برگرداند و قروضش را ادا كند و زنان و دختران او را نگهدارى كرده و باتفاق آنان بمدينه و حضور پيغمبر اكرم هجرت نمايند.
بالاخره چنانچه ميدانيد از آن همه مردمى كه در عصر رسول اكرم ص ميزيستند هيچ يك را شايسته نديده كه به امانت دارى او وثوق داشته و به دلاورى و بزرگوارى او توجه كرده و او را مدافع كسان خود دانسته و از نيرو و توانائى او استفاده نموده كه در حفاظت آنان با كمال اطمينان بكوشد و خلاصه در تقوى و