ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ١٨٣ - شكار شير
تازه مسلمان بوده و از احكام شريعت اطلاعى نداشته و نميدانستند نبايد با چنين زنى در يك طهر همخوابى نمايند و خيال مىكردند ملكيت تنها اين موضوع را تجويز مىنمايد، بالاخره از كنيز پسربچه متولد شد آن دو مرد در باره اين بچه كه متعلق بكدام يك از آنهاست اختلاف كردند و با اين حال حضور امير المؤمنين آمده و دادخواهى نمودند على ع بچه را بنام آن دو مرد قرعه زده قرعه بنام يكى از آن دو اصابت كرد بچه را باو داده و نيمى از بهاء آن را كه موجب سلب رقيت را فراهم آورده از او گرفته و بشريكش داد و فرمود اگر ميدانستم پس از اطلاع از آئين الهى دست بچنين كارى زده و مرتكب چنين عملى شدهايد شديدا شما را مجازات مىكردم.
اين داورى بگوش رسول خدا ص رسيده حضرت امضا كرده و حكومت على ع را در احكام اسلامى مجرى داشت و از خدا سپاسگزارى نمود كه در خانواده او كسى را قرار داده كه مانند داود ع داورى كرده يعنى از الهام كه بمنزله وحى و نزول نص است استفاده نموده.
شكار شير
و از جمله داوريهاى على ع در يمن آن بود هنگامى گودال عميقى در سر راه شيرى كنده و روى آن را با خاشاك پوشيده تا آن حيوان را شكار كنند اتفاقا آن بينوا آمده و در ميان چاه افتاد مردم يمن براى تماشا اطراف آن چاه را گرفته تصادفا پاى يكى از تماشاچيان لغزيد هنوز در اندرون چاه نيفتاده پاى ديگرى را گرفت او هم پاى سومى و او نيز پاى چهارمى را گرفته با اين ترتيب چهار نفر تماشاچى بيكار در آن گودال افتاده و همه را آن درنده گرفتار هلاكت ساخت داورى اين پيشآمد بيسابقه بمحكمه على ع موكول شد حضرت فرمود مرد اولى كه خود اقدام كرده صيد شير بوده و چون بديگرى آويخته و اسباب هلاكت او