ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٣٨٨ - فصل - ٢ پس از رحلت امام حسن
بخريد و به آنان چنان وانمود كن كه تو هم از آنهائى زيرا ثابت است هر گاه وجه مزبور را بآنها پرداختى ايشان بتو اطمينان پيدا كرده و ترا مورد وثوق خود قرار داده و هيچ خبرى را از تو پوشيده نمى- دارند پس از اين پيوسته با آنها رفت و آمد كن تا سرانجام از محل مسلم باخبر شوى و با او ملاقات كنى.
او طبق دستور رفتار كرده و به جستجو پرداخته تا وارد مسجد اعظم كوفه شده در آنجا مسلم بن عوسجه مشغول نماز بود شنيد عده مىگفتند اين مرد براى حسين ع بيعت مىگيرد معقل از استماع اين سخن موقع را مغتنم شمرده پهلوى مسلم نشست چون نامبرده از نماز فارغ شد با صورت حق بجانبى گفت اى بنده خدا، من يكى از مردم شامم خداى متعال نعمت دوستى اهل بيت پيغمبر و دوستان ايشان را به من ارزانى داشته و بلافاصله براى آنكه هر چه بيشتر خود را راستگو قلمداد كند شروع كرد بگريستن و اضافه كرد اكنون سه هزار درهم در اختيار دارم مىخواهم آنها را بمردى كه شنيدهام چندى وارد كوفه شده و مىخواهد براى فرزند دختر پيغمبر ص بيعت بگيرد تسليم نمايم و من از ساعتى كه وارد كوفه شده در تعقيب كسى هستم تا مرا بحضور او دلالت نمايد متأسفانه هنوز كسى را نديدهام كه مرا بزيارت او نائل گرداند و از محل او اطلاع دهد و اينك كه در مسجد نشسته بودم از يكى از مؤمنان شنيدم مىگفت اين مرد يعنى شما از كسانى است كه از محل شخص معهود باخبر است من كه تمام آرزويم همين بود از فرصت استفاده كرده حضور شما آمدم تا اين وجه را گرفته و مرا به حضور آقاى خود رهبرى نمائيد زيرا منهم يكى از برادران و محل وثوق شمايم و اگر هم بخواهى بيشتر بمن اطمينان پيدا كنى ممكن است قبل از رسيدن بحضور او از من براى او بيعت بگيرى.