ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ١٩٣ - بچه شش ماهه
ديه بر عاقله تست زيرا بچهاى كه به اشتباه درگذشته از ناحيه تست و تو بايد ديه آن را بپردازى عمر تصديق نموده و سوگند ياد كرد كه تو از ميان همه اين مردم خير و صلاح مرا در نظر داشتى و بخدا قسم از محل خود حركت نكنى تا ديه آن را حسب الامر در بين بنى عدى (عاقله من) تقسيم نموده و بدست خود پرداخت نمائى.
يك بچه و دو مادر
گويند در زمان عمر دو نفر زن در باره بچهاى ادعاى مادرى ميكردند و هر يك او را بدون آنكه بينه داشته باشند فرزند خود قلمداد مينمودند و چون ديگرى نبود كه عليه آن دو ادعائى كند لهذا طريق داورى اين قضيه بر عمر پوشيده ماند و در اين باره از وجود اقدس على ع استمداد كرد على ع زنها را خواسته نخست آنها را پند داده و تخويف كرد آنها سخنان آن حضرت را نشنيده گرفته و همچنان بجدال مشغول بودند على ع دستور داد اره حاضر كردند زنها پرسيدند اره براى چه كارى ميطلبى فرمود ميخواهم بچه را دو نيم كنم و بهر يك از شما نيمى از آن را بدهم يكى ساكت شد ديگرى بخدا پناهنده شده عرضه داشت هر گاه كار بدينجا كشيده من از اين بچه گذشتم و او را بدين زن بخشيدم على ع تصديق كرده و خدا را به بزرگى ياد نموده فرمود اين بچه متعلق به تست و اگر فرزند او بودى مهر مادرى او را ساكت نميگذارد آن زن تصديق كرده كه حق با او و فرزند متعلق باوست.
عمر كه خود را از ناراحتى در امان يافت براى على ع دعا كرده و گشايش خواست.
بچه شش ماهه
گويند زنى در شش ماهگى بچه او متولد شد او را براى اجراى حد پيش عمر آوردند وى دستور سنگسار او را صادر نمود.