ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٢٧٥ - فصل - ٤٦ دادخواهى
الهى هيچ گاه از خير و خوشى بهرهمند نگرديد شما همان شترصفتانى هستيد كه ساربانشان را از دست داده هر گاه بخواهند آنها را از گوشه گردآورند از جاى ديگر متفرق ميشوند.
فصل- ٤٦ دادخواهى
از نخستين هنگامى كه پيغمبر اكرم ص بمنصب نبوت نامزد شد و اين افسر سلطنت الهى بر سر مبارك گذارد تا به امروز بحمد خدا روى خوشى نديدم زيرا در كودكى كه بآن جناب گرويدم از ترس دشمنان بيمناك بودم و چون بزرگ شدم با مشركان پيكار مىكردم و با منافقان مخالفت مىنمودم تا اينكه خداى متعال پيغمبرش را قبض روح كرد آن هنگام قيامتى عجيب و مصيبتى بزرگ رخ داد و من همواره در خوف و رجا بسر مىبردم و بيش از حد به بيچارگى مبتلا بودم تا بيارى خدا بخير گذشت سوگند بخدا از كودكى تا پيرى شمشير زدم و او مرا امر به شكيبائى مىنمود و همه اين قدمها در راه خدا و يارى رسول او بود و اميدوارم بزودى اسباب آسايش چنانچه بچشم مىبينيم براى من فراهم شود.
گويند پس از اين بيان مدتى زيست نكرد كه دل دوستان را داغدار ساخت.
هنگامى كه على ع در رحبه بود فرمود اى مردم سرانجام كار شما باينجا رسيده سوگند بپروردگار- آسمان و زمين دوست من رسول خدا ص با من چنين تعهد كرد كه امت پس از درگذشت من با تو حيله خواهند كرد.