ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٦٤٤ - باب بيست و نهم در بيان اخبار طريفه و براهين و بينات حضرت هادى
يعقوب بن ياسر گويد روزى متوكل بدرباريان خود پرخاش كرده و گفت واى بر شما من از كار ابن الرضا به رنج افتادهام زيرا هر چه كوشش كردم ساعتى بيايد و با من بنشيند و جامى بزند و با من منادمت كرده غزلسرائى نمايد و مرا بخوانندگى خود مشغول و مشعوف بدارد خوددارى كرد و هر چه حيله بخرج دادم شايد بتوانم راهى براى اين مقصود در نظر بگيرم موفق نشدم و چاره اين كار را بدست نياوردم.
يكى از حاضران گفت اگر نه توانستى بابن الرضا دست پيدا كنى و غرضت را اعمال نمائى اينك برادرش موسى آدمى هرزه و شراب خوار و عاشق پيشه و همه جاييست او را بمنادمت خود برگزين و او را به اين عنوان شهرت بده و شرابخوارى او را بنام ابن الرضا نقل محافل و مجالس قرار بده زيرا مردم ميان او و برادرش تفاوتى نميگذارند و كسى هم كه او را بشناسد يقين ميكند كه هر دو برادر يكسانند.
متوكل دستور داد نامه نوشته و موسى را با احترام تمام بدربار بخوانيد پس از ورود تمام بنى- هاشم و سپهسالاران و ساير افراد بملاقات او بروند و زمينى را در اختيار او گذارد و عمارتى براى او در آنجا بنيان كرد و شرابخواران و خوانندگان را در آنجا گرد آورد و جائزههاى شايسته براى او معلوم كرد و منزل خاصى كه خود هم گاهى بتواند بملاقات او برود آماده ساخت.
موسى هنگامى كه وارد شد حضرت ابو الحسن ع با او در كنار پل وصيف كه ملاقاتگاه واردان و مسافران بود ملاقات كرد سلام نموده احترامات لازم را بجا آورده فرمود متوكل ترا از آن نظر احضار كرده تا پرده احترام ترا بدرد و در ميان خاص و عام رسوا سازد زنهار در حضور او اقرار بشرابخوارى ننمائى و از خدا بترس و مرتكب خلاف مشو. موسى عرضكرد ميدانم فقط مرا براى منادمت خود خوانده