ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٢٤٩ - فصل - ٢٨ ورود در كوفه
منهم براى جهاد با آنان آماده گرديده و خدا هم آنهائى را كه بايد بقتل آورد به شمشير ما از پا در- آورد و آنها كه بايد زنده بمانند بشهرهاى خود فرار نمودند و طلحه و زبير كه پيشقدم پيمانشكنى بودند كشته شدند و وجود عايشه در اين كارزار براى آنان شومتر از ناقه صالح براى مردم ثمود بود.
بارى اينان نيز ذليل شده و شكست خورده و همه گونه اسباب راحتى از ايشان سلب گرديد و چون خود را گرفتار ديده از من درخواست عفو نمودند خواستهشان را پذيرفتم و شمشير در نيام گذاردم و حق الهى و سنت نبوى را در ميانشان اجرا ساختم و عبد اللَّه بن عباس را بعنوان كارگزارى در بصره برقرار نمودم و ان شاء اللَّه بكوفه خواهم آمد و مقدمة زحر بن قيس جعفى را بسوى شما فرستادم تا از واقعه ميان ما و ايشان و اينكه آنان حق را بر ما رد كردند و خدا هم آنها را با آنكه راضى نبودند براه حق برگرداند اطلاع بدهد سلام و رحمة و بركات خدا بر شما باد.
فصل- ٢٨ ورود در كوفه
چون بكوفه وارد شد فرمود سپاس خدا را كه دوست خود را يارى كرد و دشمنش را ذليل ساخت و راستگوى باحقيقت را آبرو داد و دروغگوى ژاژخواه را زبون نمود بر شما باد اى مردمى كه در شهر كوفه زندگى مىكنيد از تقواى خدا خاطر ننمائيد و از خاندان پيمبرتان كه مطيعان اويند پيروى نمائيد آنها كه از ساير مدعيان باطل گو به اطاعت و فرمانبردارى شايستهتراند آن مدعيانى كه همواره مردم را بسوى خود ميخوانند و بر اثر فضيلتى كه از ما بدست آورده بديگران خود فروشى مىكنند و امر ما را انكار مىنمايند و حق ما را از بين مىبرند و ما را از استفاده حق خود ممانعت مىكنند آرى آنان آب تلخ بد رفتارى خود را چشيدند و بزودى هم بسرانجام بدبختى خود ميرسند.