ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٢٥١ - فصل - ٢٩ عزيمت بشام
و فضل من باخبرند بهتر از آنست كه كسى كه مرا نمىشناسد و از فضيلت من اطلاع ندارد بر من دست يابد.
بدين مناسبت دست گشودم و با من بيعت كرديد و شما گروه مسلمان كه مهاجر و انصار و تابعان هم در ميانتان هستند با كمال ميل براى بيعت با من حاضر شديد و من هم از شما پيمان گرفتم و عهد پيمبران با شما بميان آوردم تا بمن توجه كرده و سخن مرا بشنويد و از من پيروى كنيد و در كارها با من همگامى نمائيد و با سركشان بجنگيد و با متجاوزان و آنها كه از دين اسلام خارج مىشوند پيكار كنيد شما هم بيعت مرا بهمين عنوان پذيرفتيد و من هم با شما عهد و ميثاق خدا را تازه كرده و شما را مشغول ذمه خدا و رسول قرار دادم شما هم دعوت مرا اجابت كرديد و خدا را بر شما و هم برخى از شما را بر خودتان گواه گرفتم و من هم احكام كتاب الهى و سنت نبوى را در ميان شما رواج دادم.
و شگفت از پسر ابو سفيانست كه با من در باره خلافت منازعه مىكند و پيشوائى و امامت مرا انكار مىنمايد و خيال ميكند او از من شايستهتر است و با اين انديشه باطل بر خدا و رسول جرى شده و با آنكه هيچ گونه حقى ندارد خود را ذى حق ميداند و بالاخره برهانى ندارد كه مهاجران با وى بيعت كنند و انصار و ساير مسلمانان تسليم دست او شوند اى گروه مهاجران و انصار و كسانى كه سخن مرا مىشنويد مگر نه اينست كه پيروى از مرا بر خود واجب نموده و با من با كمال ميل و رغبت بيعت نموديد و منهم از شما پيمان گرفتم كه سخن مرا بشنويد.
در آن روز كه با من بيعت نموديد بيعت من دشوارتر از بيعت با ابو بكر و عمر نبود بنا بر اين چگونه آنها نقض بيعت آنان را ننمودند ولى پيمان مرا شكستند و به عهد من وفا نكردند. آيا بر من لازم نيست شما را نصيحت كنم و امر خود را بر شما لازم سازم؟! مگر نميدانيد بيعت من بر شاهد و غائب شما واجب است و چگونه معويه و ياران او پيمان مرا شكستند و بدان وفا نكردند با آنكه بخاطر خويشاوندى