ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ١٥٠ - فصل - ٤٦ جنگ ذات السلسله
بما حمله كنند طولى نميكشد همه ما را نابود ميسازند صلاح در آنست با وى صحبت كنى دستور بدهد بطرف بلندى وادى حركت كنيم و قرار بگيريم تا از اين ناراحتى زيانى نبينيم.
ابو بكر مطابق با صلاحديد نامبرده حضور على ع آمد گفته ويرا بعرض رسانيد و سخنان بسيارى معروض داشت و مدتى طول كشيد ليكن در ظرف اين مدت على ع يك كلمه هم با او سخن نگفت ابو بكر دست خالى برگشته بعمرو عاص گفت سوگند بخدا يك كلمه هم بمن پاسخ نداد عمرو عاص همين مطلب را با عمر خطاب كرده و افزود كه تو بهتر ميتوانى بدو دست پيدا كنى و خواسته مرا لباس عمل بپوشانى اتفاقا او هم رفت و على ع باو پاسخى نداد برگشت و همان بيان ابو بكر را مكرر كرد.
عمرو عاص كه ديد تير مقصودش بهدف اجابت نرسيد بمردم گفت سزاوار نيست ما در نابودى خود اقدام كنيم بيائيد همه با هم به اعلاى وادى رهسپار شويم مسلمانان پاسخ دادند بخدا سوگند بخواسته او عمل نمىكنيم زيرا رسول خدا امر كرده فرمان على ع را بشنويم و از اطاعت او سر باز نزنيم اكنون نمىتوانيم سخن ترا گوش كنيم و فرمان او را زير پا بگذاريم و همواره در اين بحث بودند.
هنگامى كه على ع احساس كرد طلوع صبح ظاهر شد و دشمنان آسوده و بخواب غنودهاند بلشكر دستور داد بر آنها شبيخون زدند و خداى متعال او را بر دشمنان پيروزى داد و سوره وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً را نازل فرمود پيغمبر اكرم ص ياران خود را از پيروزى على ع مژده داد و دستور صادر كرد تا همه باستقبال على ع بيرون روند اصحاب در دو صف و رسول خدا پيشاپيش آنها به استقبال آمدند على ع كه چشمش به رسول خدا ص افتاد از اسب پياده شد رسول خدا ص فرمود يا على سوار شو كه خدا و رسول از تو راضىاند على ع از خوشحالى گريست.