ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٦٦١ - باب سى و سوم بخشى از اخبار و فضائل و معجزات حضرت عسكرى(ع)
فاصله نشد پيشآمد قتل ابن معتز رخ داد.
و بديگرى ده روز پيش از قتل محمد بن داود مرقوم فرمود محمد كشته مىشود و چنانچه فرموده بود ده روز پس از اين، محمد كشته شد.
محمد بن على ميگويد هنگامى روزگار بر ما سخت گرفته بود و امور زندگى بخوبى اداره نميشد پدرم بمن پيشنهاد كرد خوبست حضور ابو محمد كه سخاوت او عالم گير شده شرفياب شده شايد او از ما دستگيرى كرده و كمكى بامور ما بنمايد من از پدرم پرسيدم آيا او را مىشناسى؟ گفت خير او را نمىشناسم و تا بحال هم او را نديدهام.
محمد ميگويد طبق پيشنهاد پدرم بجانب او عزيمت كرده در راه پدرم گفت هر گاه او پانصد درهم بما كمك كند كه دويست درهمش را خرج لباس و دويست درهم آن را بمصرف خريد آرد و صد درهم آن را براى هزينه خود نگه داريم مناسب بوده و رفع نيازمندى ما مىشود.
من با خودم گفتم اى كاش سيصد درهم هم بمن عنايت فرمايد تا با صد درهمش الاغى بخرم و صد درهم براى نفقه و صد درهم آن را بمصرف لباس برسانم و بالاخره با اين اعانه بسفر جبل عازم شوم.
در همين انديشه بودم بكنار خانه آن حضرت رسيديم غلامش بيرون آمده گفت على بن ابراهيم و فرزندش محمد وارد شوند چون بحضور شرفياب شده سلام كرديم بپدرم فرمود چرا تا بحال بديدار ما نيامدى؟ عرضه داشت با اين حاليكه ملاحظه ميفرمائيد خجالت ميكشيدم بحضور مبارك شرفياب شوم.
پس از آنكه اندكى نشسته خواستيم از منزل آن حضرت خارج شويم غلام حضرت ابو محمد آمده