ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٥٥٥ - فصل ١ شرح حال فرزندان امام صادق ع
ميكرد و بمذهب مرجئه تمايل ميورزيد و پس از پدرش ادعاى امامت كرد و ميگفت چون من اكبر اولادم امامت حق منست و بهمين مناسبت عده از ياران حضرت صادق ع باو گرويدند و خوشبختانه طولى نكشيد عده زيادى از آنها از وى برگشته و به امامت حضرت موسى بن جعفر اعتقاد پيدا كردند زيرا دانستند كه عبد اللَّه بغير از ادعا، مطلب ديگرى ندارد و آدمى ناتوانست ليكن حضرت موسى بن جعفر سيدى بزرگوار و امامى عاليمقدار و حقانيت و براهين امامت او بر همگان لايح و آشكار است در عين حال عده كمى بعقيده خود باقيمانده و عبد اللَّه را به پيشوائى برگزيده و آنان بعنوان فطحيه شهرت كردند زيرا عبد اللَّه مردى فيل پا بود و آدمى كه چنين باشد او را افطح مىنامند.
و هم گفتهاند علتى كه نامبردگان را فطحى گفتهاند براى اينست كه مبلغ آنان و شخصى كه عبد اللَّه را بعنوان امامت معرفى ميكرد مردى بود بنام عبد اللَّه بن افطح.
٣- اسحق بن جعفر: مردى دانشمند و نيكوكار و متقى و مجتهد بود و مردم احاديث و آثارى از او روايت كردهاند.
ابن كاسب هر گاه روايتى از او نقل ميكرد ميگفت حدثنى الثقة الرضى اسحاق بن جعفر.
اسحاق، برادر والاگهرش حضرت موسى بن جعفر را بامامت مىشناخت و از پدر تاجدارش تصريح بر امامت حضرت مشار اليه را روايت ميكرده.
٤- محمد بن جعفر: مردى دلاور و با سخاوت بود روزى را روزه ميگرفت و روزى را افطار ميكرد و همعقيده با زيديه بود و معتقد بود بايد براى نابودى دشمنان دين خروج كرد.