ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٣٦٢ - فصل - ١ زيد بن الحسن
محمد بن بشير خارجى در ستايش زيد گفته:
هر گاه فرزند رسول خدا بسرزمين بلند خشكى برسد چوبهاى خشك آن سرسبز مىشوند زيد در هر تابستانى كه ستارههاى باران دار و رعد تخلف كنند بهار مردمانست.
او كسى است كه ديه همه جراحتها را بعهده مىگيرد و چراغ تابان شبهاى تار است.
زيد بن حسن در سن نود سالگى درگذشت و بسيارى از سرايندگان در مرثيه او اشعارى سروده و از فضائل او ياد ميكردند از آن جمله قدامة بن موسى جمحى در سوك او گفته.
اگر چه زمين، بدن زيد را ناگهانى در خود فروبرد و از ديدگان ما مخفى داشت معلوم شد كه معروفى در آنجا وجود يافت.
او اگر چه در دل خاك غنوده ليكن مردى نيك رفتار بوده.
بسخن بيچارگان گوش ميداد و ميدانست او براى نيازمندى مىآيد و برميگردد هر گاه نيازمندى- بار سفر در خانه او مىافكند همواره از او نميپرسيد هدف تو كجاست و هر گاه شخص بدكار و پستى در احترام او كوتاهى كند او با بزرگى خاندان خود با وى رفتار و از كردهاش درميگذرد.
آنان كه به بندگان مىبخشايند و از ميهمانان پذيرائى مىكنند و در پيكارها شيران بيشه شجاعتاند.
هر گاه آبروى تازه از آنها سلب شود عزت قديمى و ارث هميشگيشان باقى است هر گاه بزرگى از آنان بميرد بزرگ ديگرى جانشين آنان ميگردد و كريم ديگرى خواهد آمد كه بناهاى او را استوار بدارد.