ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٦٣٣ - باب بيست و پنجم مناقب و دلائل و معجزات حضرت جواد
جلوس فرموده و گفت اى معلى خداى متعال همان دليلى كه براى اثبات نبوت آورده به همان دليل نيز امامت را ثابت كرده كه ميفرمايد وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا يعنى ما در كودكى او را بشرف حكم خود برگزيديم.
داود جعفرى گويد حضور حضرت ابو جعفر ع شرفياب شدم سه نامه غير معلوم با من بود و نمى- دانستم هر يك را بچه شخصى برسانم و از اين نظر مغموم بودم حضرت يكى از آنها را گرفته فرمود اين نامه ريان بن شبيب است ديگرى را گرفته فرمود اين نامه فلان شخص است من در حالى كه متحير بوده تصديق ميكردم و حضرت تبسم مىنمود و نامه سومى را گرفته فرمود اين هم متعلق بفلان شخص است آنگاه سيصد دينار بمن عنايت كرده فرمود اين مقدار را بفلان پسر عموى من بده و از تو ميخواهد تا ويرا بيكى از پيشهوران معرفى نمائى تو هم او را به پيشهورى معرفى كن.
داود گويد هنگامى كه با پسر عموى حضرت ابو جعفر ملاقات كردم و مبلغ مزبور را تقديم نمودم وى چنانچه حضرت اطلاع داده بود از من درخواست كرد تا ويرا براى خريد متاع بيكى از پيشهوران معرفى نمايم.
و همو گويد در راه ساربانى بمن اظهار داشت هنگامى كه حضور حضرت ابو جعفر شرفياب ميشوم از وى معرفى كرده و درخواست كنم چنانچه او گفته تا حضرت ويرا با يكى كارگذارانش در كارهاى شخصى خود شركت دهد من هنگامى كه براى انجام خواسته او شرفياب شدم ديدم جماعتى حضور دارند و حضرت مشغول غذا خوردنست آن وقت فرصت پيدا نكردم تا اظهار ساربان را بعرض مبارك ابلاغ نمايم حضرت از همانچه ميل ميفرمود بمن عنايت كرده و امر كرد تا از آن استفاده نمايم پس از آن بدون آنكه از ناحيه من اظهارى بشود بغلام خود فرمود ساربانى كه با ابو هاشم آمده مورد توجه قرار داده و او را در انجام