ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٩ - فصل ١١ انتظام كارها بدست على ع بوده
على ع در هيچ كارى مخالفت با فرمان خدا و رسول نميكرد و ميكوشيد تا جايى كه از قدرت او ساخته است سر از دستور رسول خدا ص برنتابد بخلاف ديگران كه چندان باين معنى توجهى نداشته و بلكه مخالفت ميكردند.
چنانچه رسول خدا ص خالد بن وليد را بسوى مردم بنى جذيمة گسيل داشت تا آنان را بدين اسلام دعوت كند و مخصوصا دستور داده با آنان كارزار ننمايد او بجاى آنكه حسب الامر رفتار كند مخالفت كرده و پيمان پيغمبر را ناچيز انگاشته و با دين خدا دشمنى كرده مسلمانان را از دم تيغ گذراند و رشته ايمانشان را گسست و در اين باره برويه جاهليت توجه كرده و راه كافران و دشمنان را پيمود و چنان در اين عمل ناپسند پافشارى كرد كه اسلام از كار او نفرت كرده و آنهائى را كه پيغمبر به آئين حق اسلام دعوت ميكرد از آن حضرت رو گردان شدند و نزديك بود زحمات پيغمبر از بين برود و بند تدبير از همه طرف گسسته شود اينجا بود كه پيغمبر هر چه زودتر در صدد انديشه و تدبير برآمد و براى آنكه مفاسد مخالفان را اصلاح كند و رخنههائى كه بدست دشمنان پيدا شده مسدود بسازد امير المؤمنين ع را بفرمان خدا مأمور داشته تا از آنها دلجوئى كند و آتش خشمشان را فرونشاند و با آنان مدارا نمايد و ايشان را بار ديگر بر جاده ايمان پايدار بدارد و نيز فرمان داد تا خونبهاى كشتگان ايشان را بپردازد و دل اولياء دم را تسليت دهد.
على ع چنانچه دستور داشت مأموريت خود را كاملا اجرا كرد و خشنودى خدا و رسول و خلق را بدست آورد و ما زاد از پولى كه بدستش مانده بود بآن ناتوانان كه از بىكردارى خالد بستوه آمده بودند اعطا نمود و فرمود خونبهاى كشتگان شما را دادم و اضافه بر آن، پولهائى در اختيار شما گذاردم تا وارثان و بازماندگانتان بىبهره نباشند تا خدا از رسولش راضى و شما هم از عنايتى كه او تعالى نسبت بشما ارزانى داشته خشنود باشيد.
از آن طرف پيغمبر ص هم در مدينه از عمل ناشايسته خالد برائت جسته و اظهار نفرت كرد و نتيجه اظهار برائت پيغمبر و دلجوئى على ع كارى كرد كه مردم ستم ديده بار ديگر از دل و جان باسلام و ايمان توجه كرده و بدين وسيله رشته دوستى برقرار و نهال ستم و فساد ريشه كن شد.