ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٣٧٥ - فصل - ٢ پس از رحلت امام حسن
فرصتى بدست نخواهى آورد كه بتوانى از او بيعت بگيرى، وليد گفت اف بر غيرت تو، راهى را براى من اختيار كردى كه هلاك دين من در آن مسلم است سوگند بخدا هيچ گاه حاضر نيستم تمام ثروت دنيا را كه خورشيد بر آن طلوع و غروب مىكند در برابر خون حسين بمن ارزانى بدارند، عجيب است من حسين را براى آنكه گفته با يزيد بيعت نمىكنم بكشم سوگند بخدا يقين ميدانم كسى كه قاتل حسين باشد فرداى قيامت تمام حسنات او بر باد خواهد رفت و ميزان اعمال شايسته او سبكبار است.
مروان گفت اگر عقيده تو چنين است عمل شايستهاى انجام داده آرى اينسخن را مروان از روى نارضايتى گفت زيرا خود عقيده نداشت كه قتل حسين ع مستلزم گناهى باشد.
آن شب را امام حسين ع كه شب شنبه بيست و هشتم رجب سال شصت هجرت بود بسر آورد.
وليد پس از اين نامه به پسر زبير نوشت و او را به بيعت يزيد دعوت كرد پور زبير از بيعت با وى خوددارى كرده و شبانه از مدينه بمكه حركت كرد فردا صبح كه وليد از فرار پسر زبير باخبر شد هشتاد نفر از ياران بنى اميه را به تعقيب نامبرده فرستاد ليكن آنان بوى دست پيدا نكرده بازگشتند.
آخر روز شنبه وليد عدهاى را مأمور داشت تا حسين ع را حاضر كرده براى يزيد بيعت بگيرد حسين ع فرمود امشب را هم مهلت بدهيد تا فردا ما و شما در اين باره فكرى بكنيم آن شب را به امام حسين ع مهلت داده و اصرارى نكردند.
حسين ع شب يك شنبه بيست و نهم رجب همراه با فرزندان و فرزندان برادر و خواهران و بيشتر از اهل بيت خود به استثناى محمد حنفيه بطرف مكه رهسپار شد.
محمد حنفيه كه نميدانست برادرش بكجا عازم است و از حركت وى باخبر شد حضور اقدسش