ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٣٣٤ - فصل - ٧٦ رد شمس
و مورّخان و سرايندگان به نظم و نثر انتشار داده و اين پيشآمد دو مرتبه براى على ع اتفاق افتاد يكى در زمان پيغمبر و ديگرى پس از او رد شمس در وهله اول بطورى كه اسماء و ام سلمه و جابر انصارى و ابو سعيد خدرى و عده ديگر روايت كردهاند چنين است كه پيغمبر اكرم ص در منزل خود بود و على ع هم حضور داشت همان دم جبرئيل آمده وحى الهى آورد رسول خدا سر مبارك خود را روى پاى على ع گذارد و سر برنداشت تا هنگامى كه آفتاب غروب نمود على ع كه نماز عصر را بجا نياورده بود بىاندازه پريشان شد، زيرا نميتوانست سر پيغمبر را از روى زانوى خود بردارد و نمىتوانست نماز را بطور معمول بجا آورد چاره نداشت جز اينكه همچنان كه نشسته است با اشاره ركوع و سجود را بعمل آورد.
پيغمبر پس از آنكه از آن حالت بخود آمد به على ع فرمود نماز عصرت قضا شد.
عرضكرد چاره جز اين نداشتم زيرا حالت وحيى كه براى شما پيشآمد كرده بود مرا از انجام وظيفه بازداشت.
رسول خدا ص فرمود اينك از خدا بخواه تا خورشيد را بجاى اول برگرداند تا نمازت را بوقت خودش بجا آورى زيرا خدا دعاى ترا مستجاب مىكند براى اينكه از خدا و رسول او اطاعت كردى.
على ع حسب الامر از خدا چنان درخواستى كرد دعاى او مستجاب شد و خورشيد بمحلى آمد كه ميتوان نماز عصر را خواند على ع نماز عصر را در وقت خود بجا آورد آنگاه خورشيد غروب نمود.
اسما گويد سوگند بخدا هنگامى كه خواست غروب كند صدائى اره مانند كه بر چوب كشيده