ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٦٢١ - باب بيست و پنجم مناقب و دلائل و معجزات حضرت جواد
بگيرد و او از پذيرش خواسته من امتناع و بالاخره تقدير خدا چنانچه بايد جارى شد.
و اما اينكه ابو جعفر را بهمسرى دختر خودم برگزيده و افتخار دامادى او را دارم براى آنست كه معظم له در عين خورد سالى بزرگى فاضل و دانا و اعجوبه زمانست و آرزومندم بزودى مردم پى بمقام فضل و كمال او برده و بدانند رأى درست همانست كه من پسنديدهام عباسيها گفتند دامادى را كه براى خود انتخاب كرده هر چند سيرت و صورتش مايه تعجب تو شده در عين حال، خوردسالست و هنوز بسرحد معرفت نرسيده و آئين فقه را بكمال نرسانيده بنا بر اين او را مهلت ده تا از حضور اديب دانشمندى استفاده ادب و كمال نموده و بمكتب فقيهى درآمده و مسائل فقه را بياموزد پس از اين هر گونه رأيى كه در باره نامبرده دارى بانجام برسان.
مأمون كه از بىاطلاعى آنان سخت آزرده شده بود گفت واى بر شما من بهتر او را مىشناسم و ميدانم او از خانوادهايست كه علمشان از سرچشمه بىپايان خدا استفاده مىشود و از حضرت كردگار او الهام مىگيرند و همواره نياكان او از علم دين و امور ادب كه افراد عادى بزحمات بسيار بدست مىآوردند بىنياز بودند و استادى نبود كه بتواند در برابرشان عرض اندام كند و همه صفات را فوق آنچه ديگران به اندكى از هزارشان رسيده بودند آنان كامل و تمام آن را داشتند و اكنون هر گاه بخواهيد صدق ادعاى من براى شما هويدا گردد او را بيازمائيد و در بوته امتحان گذاريد.
گفتند آرى اين پيشنهاد را مىپذيريم و او را چنانچه بايد در معرض آزمايش قرار ميدهيم اكنون خوبست بما اجازه بدهى تا دانشمندى را برگزينيم و در حضور تو از مشار اليه پرسشهائى در خصوص امور شريعت بنمايد و هر گاه او از عهده پرسشها برآمد و پاسخ درست داد اعتراضى نداريم و آشنا و بيگانه از