ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٣١٥ - فصل - ٦٤ ديوانگى بسر بن ارطاة
از همه كوتاهتر و جايگاه دار من نزديك به بيت الطهاره است ابن زياد گفت اكنون من خلاف فرموده او را انجام خواهم داد ميثم گفت چگونه ممكن است بر خلاف فرموده او رفتار كنى با آنكه آن حضرت آنچه فرموده از گفته رسول خدا ص بوده و او هم از جبرئيل از خداى متعال استفاده مىكرده بنا بر اين چگونه ميتوانى با اين عده مخالفت نمائى و من ميدانم در چه محلى از كوفه بدار آويخته مىشوم و من نخستين آفريده هستم كه در سرزمين اسلامى لجام زده مىشوم.
ابن زياد پس از استماع اين سخن دستور داد او را حبس كرده و همراه او مختار بن ابى عبيده ثقفى را نيز محبوس داشت ميثم در حبس باو خبر داد تو از حبس نجات پيدا خواهى كرد و خونخواهى حسين ع مىكنى و اين بدبخت را خواهى كشت.
هنگامى كه پسر زياد، مختار را طلبيد تا بكشد بلافاصله نامه از يزيد رسيد كه مختار را آزاد كن و آسيبى باو مرسان.
عبيد اللَّه طبق دستور، مختار را آزاد كرد و فرمان داد تا ميثم را بدار بياويزند در راه مردى با ميثم ملاقات كرده گفت بىجهت بقتل تو حكم كرده زيرا از كشتن تو فايده حاصل نمىشود.
ميثم لبخندى زده گفت من براى اين درخت خرما آفريده شده و او را براى من پروريدهاند.
چون او را بچوب دار آويختند و مردم در كنار خانه عمرو بن حريث اطراف او گرد آمدند عمرو گفت سوگند بخدا او همواره مىگفت مجاور تو خواهم شد آنگاه بكنيزش دستور داد زير آن درخت را جاروب كرده آب بپاشد و مجمره عودى حاضر نمايد.
ميثم در همان حال، فضائل بنى هاشم را نشر ميداد به ابن زياد اطلاع دادند كه اين جوان شما را رسوا كرد وى برآشفته فرمانداد تا دهنه بدهان او بزنند و او نخستين آفريده مسلمان بود كه بر دهان او لجام زدند.