ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٦٤٢ - باب بيست و نهم در بيان اخبار طريفه و براهين و بينات حضرت هادى
سعيد گويد حسب الامر بدرهها و شمشير را حضور امام ع آورده و با كمال شرمسارى عرضه داشتم از اينكه بدون اذن بر شما وارد شدم و جسارت كردم مرا معاف بداريد زيرا مأمور و معذور بودم.
حضرت پاسخ داد وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ.
محمد بن فرج رخجى گفته حضرت ابو الحسن نامه باين مضمون براى من مرقوم فرمود «كارهاى خود را مرتب كن و احتياط را از دست مده» من از ظاهر اين مرقومه استفاده نكرده و ندانستم منظور آن حضرت چيست فاصله نشد مأمورى آمد و مرا زنجير كرده و آنچه در اختيار داشتم مهر زده و بزندان برد و مدت هشت سال در زندان بودم در اواخر نامه از آن حضرت بزندان رسيد «در ناحيه جانب غربى نزول مكن» من از مضمون اين نامه كه در زندان بودم و نميتوانستم بجائى حركت كنم تا چه رسد بجانب غربى تعجب كردم چند روزى بيش فاصله نشد خداى متعال درب فرج را بروى من گشود زنجير از پاى من برداشته شد و مرا از زندان رها كردند.
پس از آنكه از زندان خارج شدم نامه حضور انورش تقديم كرده درخواست كردم از خدا بخواهند تا آنچه را از من گرفتهاند بمن برگردانند حضرت مرقوم فرمود: بزودى مال تو بتو برميگردد و بر فرضى هم اگر بتو تسليم نشود زيانى بحال تو نخواهد داشت.
على نوفلى گويد هنگامى كه محمد فرج را بسامرا روانه كردند نامه هم ابلاغ نمودند تا آنچه را از وى گرفتهاند در اختيار او درآورند هنوز ابلاغيه نرسيده بود محمد وفات يافت (ناگهان بانگى بر- آمد خواجه مرد).