ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٦٤٠ - باب بيست و نهم در بيان اخبار طريفه و براهين و بينات حضرت هادى
ابن نعيم طاهرى گفته در بدن متوكل، دملى ظاهر شد كه نزديك بود از آزار آن جان بمالك دوزخ تسليم كند و هيچ جراحى نميتوانست آن را نيشتر زده و ماده آلوده آن را بيرون آورد مادر متوكل نذر كرد هر گاه نامبرده شفا پيدا كند از مال خود زر و سيم فراوانى براى حضرت هادى ٧ تقديم بدارد.
فتح بن خاقان وزير نامبرده هم باو پيشنهاد كرد ممكن است كسى را حضور حضرت ابو الحسن بفرستى شايد او داروئى داشته باشد كه بتواند درد ترا درمان نمايد متوكل حاضر شده كسى را حضور حضرت مشار اليه فرستاد. رسول متوكل حضور اقدس امام ع شرفياب شده درد و گرفتارى متوكل را به خاكپاى امام ع معروض داشت حضرت دستور داد روغن كنجاره (و ممكن است خود كنجاره منظور باشد) را با گلاب مخلوط كرده بر آن بمالند باذن خدا سر بازكرده ماده آلوده خارج مىشود رسول، دستور امام ع را بمتوكل گفته حاضران از اين گونه طبابت خنديده و فرموده امام ع را با استهزاء تلقى كردند.
فتح بن خاقان اظهار داشت اكنون گفته او را تجربه ميكنيم و من آرزومندم فرموده آن جناب مؤثر بحال متوكل باشد بلافاصله دستور داد كنجاره حاضر كرده با گلاب مخلوط كرده بر روى آن نهادند، دمل سرباز كرده و ماده كثيف خارج شد و آن بينوا از مرگ نجات پيدا كرد.
بمادر نامبرده از بهبودى فرزندش مژده دادند وى خرسند شده ده هزار دينار از مال خود را در كيسه قرار داده و آن را بمهر خود ممهور ساخته حضور امام ع تقديم داشت.
متوكل از بيچارگى رهائى يافت و آدمى شده مانند پيش بر متكاى خلافت پشت داد چند روز از بهبودى او نگذشته بود بطحائى از حضرت ابو الحسن ع حضور آن بىنور، سعايت كرده و اظهار داشت