ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٣٥ - فصل - ٣ آغاز حركت حسين ع
آنكه آدمى بدكار و خونريزى اجازه نميدهم با اين حال بحضور مبارك شرفياب شوى، كثير متغير شده و بيكديگر ناسزا گفتند و مراجعت كرد و پيشآمد را باطلاع پسر سعد رسانيد نامبرده قرة بن قيس حنظلى را بحضور خوانده و گفت واى بر تو بدون چون و چرا بحضور مبارك حسينى شرفياب شده سبب آمدن او را باين سرزمين جويا شو.
قره حسب الامر بجانب خيام طاهرات روان شد بمجردى كه حسين ع او را ديدار كرد از ياران خود پرسيد آيا اين مرد را مىشناسيد؟
حبيب بن مظاهر بعرض رسانيد آرى اين مرد پسر خواهر ما و از مردم حنظله تميم است و من كاملا با او آشنائى دارم و او را آدمى راستگو ميدانم و خيال نمىكردم جزء ياران پسر زياد باشد مجملا نامبرده وارد شد و سلام كرد و خواسته پسر سعد را بعرض مبارك رسانيد.
حضرت فرمود سبب نزول من آن بوده كه همشهريهاى شما دعوت نامهها براى من نوشتند و مرا باين سرزمين دعوت كردند اينك هر گاه از آمدن من اكراه داريد مراجعت مىنمايم.
حبيب در مراجعت نامبرده با وى ملاقات كرد و گفت واى بر تو چگونه از يارى اين مرد كه خداى متعال ترا ببركت وجود پدرانش هدايت كرده و لباس بزرگوارى بر اندام تو پوشانيده دست بر- ميدارى و بجانب مردم ستمگر بازمىگردى پاسخ داد من اينك مأمورم بايد بروم نتيجه مأموريتم را معروض بدارم آنگاه در كار خود انديشه خواهم كرد.
قره پيش پسر سعد آمده نتيجه را بازگفت پسر سعد اظهار داشت اميد است خداى متعال مرا به نبرد با او دچار نفرمايد آنگاه نامه ذيل را به پسر زياد نوشت.
بنام خدا بمجردى كه در برابر حسين فرود آمدم رسولى فرستادم تا از هدف او اطلاع حاصل