ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٣٦ - فصل - ٣ آغاز حركت حسين ع
كرده و بدانم براى چه بصوب عراق آمده در نتيجه معلوم شد مردم عراق او را باين صوب دعوت كرده و او طبق درخواست نامبردگان بسرزمين عراق وارد شده و اضافه كرد: هر گاه از آمدن من ناراحتيد و رأيتان برگشته بمحل خود عودت خواهم كرد.
اين نامه را براى پسر زياد فرستاد. حسان عبسى مىگويد من در حضور پسر زياد بودم نامه پسر سعد رسيد وى پس از مطالعه نامه او گفت «الان كه چنگالهاى كينه ما بر گردن او فرورفته آرزومند است كه رهائى پيدا كند خيال نابجائى است و راه فرارى ندارد» آنگاه اين نامه را به پسر سعد نوشت.
نامه تو بما رسيد و مضمون آن را ملاحظه كرديم اينك پس از رسيد اين نامه بحسين پيشنهاد كن او و يارانش با يزيد بيعت كنند و اگر براى انجام اين خواسته اقدام كردند و به بيعت يزيد درآمدند ما پس از اين در باره آنها انديشه خواهيم كرد.
هنگامى كه نامه پسر زياد را خواند گفت مىترسم پسر زياد آخر الامر هم غرض شوم خود را عملى كند و بلافاصله نامه ديگرى به پسر سعد رسيد و دستور داده بود بمجردى كه نامه مرا قرائت كردى ميان آب و حسين و ياران او حائل شو و مگذار قطره از آب بياشامند چنانچه آنان همين عمل را با عثمان انجام دادند:
پسر سعد همانوقت عمرو بن حجاج را با پانصد سوار مأمور ساخت اطراف شريعه فرات را احاطه نمايند و نگذارند قطره از آب بياشامند اين پيشآمد سه روز قبل از شهادت حسين ع اتفاق افتاد.
عبد اللَّه ازدى كه در رديف مردم بجيله بود براى خوش آيند امير خود با صداى بلند فرياد زد اى