ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٣٨ - فصل - ٣ آغاز حركت حسين ع
هنگامى كه پسر زياد اين نامه را خواند تصديق كرده گفت آرى اين نامه مشفقانه و اندرز براى ماست و شايسته است مطابق با مضمون آن رفتار كرد.
شمر ذى الجوشن كه حضور داشت و احساس كرد پسر زياد تحت تأثير مضامين آن واقع شده گفت آيا سخنى كه پسر سعد از گفته حسين يادآورى كرده مىپذيرى با آنكه او اكنون بسرزمين تو فرود آمده و پهلوى تو واقع شده سوگند بخدا اگر از اين صوب عزيمت كند و دست در دست تو نگذارد او به نيرو نزديكتر و تو بناتوانى سزاوارترى اكنون بايد بهيچ وجه او را بخود وانگذارى و سستى از خود نشان ندهى و بايد او و يارانش را تحت رژيم خود درآورى و هر گاه او را عقوبت نمائى شايسته آنى و اگر درگذرى منتى بر او نهاده باشى.
پسر زياد گفت خوب انديشه كردى و رأى بصواب دادى آنگاه گفت نامه مرا به پسر سعد تسليم كن و بحسين ع پيشنهاد بده كه خود و يارانش تحت فرمان درآيند اگر پذيرفتند آنان را بدون هيچ گونه آسيبى بجانب من روانه كن و اگر از فرمان من خوددارى نمودند با آنان نبرد كن و همين معنى را با پسر سعد گفتگو بنما و بوى خاطر نشان ساخته كه بايد در صورت مخالفت با آنها بجنگد و اگر پسر سعد حاضر براى انجام فرمان من شد تو نيز از وى اطاعت كن و اگر مخالفت كرد به سپهدارى لشكر بر- خاسته و گردنش را بزن و سر او را براى من بفرست. و نامه باين مضمون براى پسر سعد نوشت.
من ترا نفرستادم تا از حسين پشتيبانى كرده و باو وعده سلامت و راحتى داده و از او در نزد من شفاعت كنى، متوجه باش هر گاه حسين و يارانش تحت فرمان من درآمدند و تسليم شدند آنان را بىگزند بجانب ما روانه كن و اگر از اين معنى خوددارى كردند به آنها حمله بياور تا سرانجام ايشان را