ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٣٠١ - فصل - ٥٩ خاندان على ع چه ديدند
باو گفت رسول خدا ص هنگامى كه با حال بيمارى خواست از خانه بمسجد برود بر دو نفر از خاندان خود كه يكى فضل بن عباس بود تكيه كرده بود.
او كه خدا نفرين پيمبر ص را بر او روا سازد از شخصى ديگر نام نبرد.
عكرمه گويد هنگامى كه اين قصه را از قول عايشه خانم براى عبد اللَّه عباس نقل كردم گفت آيا آن مرد ديگر را مىشناسى؟ گفتم نه! عائشه از او نام نبرد گفت آن مرد على بن ابى طالب بود و عائشه با آنكه ميتوانست از وى به نيكى ياد كند ليكن كينه ديرين او را بر اين داشت كه از وى نام نبرد.
و حاكمان ستمگر هر گاه مىفهميدند كسى از على ع به نيكى ياد مىكند او را با تازيانه مى- زدند و بلكه براى عبرت ديگران سر او را جدا مىكردند و مردم را به بيزارى از او وادار مىنمودند و بالاخره عادت بر اينست كه شخصى بدين پايه دشمن داشته باشد نبايستى از او نيكى باقى بماند تا چه رسد كه فضائل و مناقب او زبانزد خاص و عام بوده و دليل بر حجيت او اقامه شود و چنانچه نوشتيم مناقب او همه جا منتشر شده و خاصه و عامه و دوست و دشمن از آنها نام مىبرند و از اينجا معلوم مىشود كه رويه على ع بطور عادى نبوده و معجزه باهرهايست.
فصل- ٥٩ خاندان على ع چه ديدند
و از جمله معجزات آنست كه خاندان هيچ يك از افراد باندازه خاندان او ستم نديده و فرزندان هيچ يك از پيمبران و امامان و پادشاهان و بد و نيك عالم باندازه فرزندان او گرفتار خوف و ترس نگرديدند و افراد هيچ يك از نامبردگان مانند يادگارهاى او بدست قتل و دورى از شهر و ديار و ترس