ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٤٨ - فصل - ٣ آغاز حركت حسين ع
تست بسيارى از اندوههايى كه كه بمن رو مىآورد و قلب را ناتوان مىكند و راه چاره را مسدود مىسازد و دوست را خوار و دشمن شماتت مىنمايد همه را به توجه تو بر خود هموار ساختم و بجز تو با ديگرى بميان ننهادم و بجز وصول بحضرت تو بديگرى اعتنائى ننمودم و تو درب گشايش را بروى من گشودى و يقين دارم كه كليد همه نعمتها بدست تست و همه نيكوئيها بحضرت تو متوجه و تمام آرزوها نگران بجانب تو مىباشد.
ابتدائى كه لشكر آماده كارزار شد اندكى اطراف خيام طاهرات جولان كرده در پشت خيام خندقى احداث شده و آتش افروخته از هيزم و نى در آن جلب توجه آنان را نموده شمر با فرياد بلند پارس زده گفت حسينا پيش از رسيدن قيامت آتش براى خود افروختى، حسين ع كه اين پارس را شنيده فرمود خيال مىكنم اين پارس زننده شمر ذى الجوشن باشد؟ عرضكردند آرى فرمود اى پسر زن بزچران تو سزاوارتر به آتش دوزخى.
مسلم بن عوسجه كه از اين توهين سخت ناراحت شده بود خواست او را هدف تير قرار دهد حسين ع از او ممانعت كرده عرضكرد يا ابن رسول اللَّه اجازه فرمائيد تا او را بضرب تير از پاى درآورم زيرا اين بدكار يكى از دشمنان خدا و از بزرگان ستمكاران است و امروز خدا مرا در نابودى او كمك فرموده حسين ع پاسخ داد هرگز چنين كارى مكن زيرا من دوست نميدارم آغاز جنگ از طرف ما باشد.
آنگاه فرمود مركبش را آورده سوار شد و با صداى بلند كه همه مىشنيدند فرمود اى عراقيها اگر از در انصاف درآئيد بسعادت نزديكتريد و اگر گوش حقيقت شنو نداريد و منصف نيستيد انديشههاى خود را يكى كنيد و كار را بر خود مشتبه نكنيد بعد بمن متوجه شويد و بمن مهلت ندهيد زيرا كه دوست