ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ١٣٢ - فصل - ٣٨ كارزار حنين
به آنها بدبين شده و آنان را تقصير كار ميدانى اكنون از كرده خود پشيمان و از خدا بخشش ميطلبند شما هم براى آنها استغفار نمائيد.
رسول خدا ص فرمود پروردگارا انصار و فرزندانشان و فرزندان فرزندانشان را بيامرز.
آنگاه فرمود نميخواهيد ديگران با زبان مدحگسترى و دست پر از نزد شما مراجعه نمايند و شما با سهم رسولتان برابر باشيد؟ گفتند آرى بدان چه اراده داريد خشنوديم.
رسول خدا ص براى تشويق آنان فرمود اينك انصار، نانخور من و صاحب سرّ مناند بحدى كه اگر مردم در بيابان صاف و هموارى حركت كنند و انصار در ميان درههاى كوه راه بروند من همراه انصار حركت ميكنم پروردگارا انصار را بيامرز.
در روز حنين، رسول خدا ص چهار شتر بعباس بن مرداس داد وى غضبناك شده اين اشعار را سرود.
آيا غنيمت من و سهم عبيد (اسب جنگى) مرا در ميان عيينه و اقرع قرار ميدهى با آنكه حصن پدر عيينه و حابس پدر اقرع هيچ جا بر پدر من مقدم نبودند و من خود را كمتر از هيچ يك از آنها نميدانم و كسى را كه امروز خوار بسازى عاليمقام نميشود.
اين اعتراض بگوش پيغمبر ص رسيده او را احضار كرد و فرمود تو گفته
ا تجعل نهبى و نهب العبيد بين الاقرع و عيينه
؟ ابو بكر كه حضور داشت عرضكرد پدر و مادرم فداى شما باد شما شاعر نيستيد سؤال فرمود مگر او چه گفته وى همان طور كه در بالا نوشتيم بعرض رسانيد[١]
[١] از اينكه پيغمبر اكرم نخواسته سروده عباس را بطور صحيح بخواند بر اثر آن بوده كه رسول خدا بىاندازه از خواندن شعر اجتناب ميكرده و شعر را مناسب با مقام خود نميدانسته و ابو بكر با آنكه بخيال خود بسيار با آن حضرت معاشر بوده نفهميده كه غرض او از تبديل كلمات شعر چه بوده.