ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ١٣٠ - فصل - ٣٨ كارزار حنين
هذيل در ايام فتح مكه مفتشى را بنام ابن الاكوع فرستاد تا از كار پيغمبر اخبار تازهاى بدست آورد و به آنان اطلاع دهد اتفاقا نامبرده در جنگ حنين بدست يكى از انصار اسير شد عمر خطاب بدو گذشته ويرا شناخته به مرد انصارى گفت اينك اين همان جاسوسى است كه عليه ما جاسوسى ميكرده او را بكش وى ابن الاكوع را از پاى درآورد خبر قتل او به پيغمبر ص رسيد متأثر شده فرمود مگر دستور ندادم اسير را نكشيد پس از او جميل بن معمر را كه اسير بود كشتند رسول خدا ص خشمناك شده كسى را پيش انصار فرستاده فرمود بچه سبب نامبرده را كشتيد با اينكه امر كرده بودم اسيرى را نكشيد گفتند ما او را بامر عمر خطاب كشتيم رسول خدا ص از وى رو گردانيده چون پيغمبر را بر عمر غضبناك يافتند عمير بن وهب خدمت رسول خدا ص آمده از وى شفاعت و وساطت نمود.
رسول خدا ص پس از پايان جنگ به تقسيم غنائم حنين پرداخت و مخصوصا براى بدست آوردن دلها و تأليف قلوب قريش بخش آنها را از ديگران بيشتر داد و آن عدهاى كه از اين لحاظ مورد توجه قرار گرفتند عبارتاند از ابو سفيان پدر معويه و عكرمة بن ابى جهل و صفوان بن أميه و حارث بن هشام و سهيل بن عمرو و زهير بن ابى اميه و عبد اللَّه بن ابى امية و معويه بن ابى سفيان و هشام بن مغيرة و اقرع بن حابس و عيينة بن حصن و امثال ايشان.
گويند رسول اكرم از قسمت غنائم. مختصرى بيش در ميان انصار تقسيم نه نمود و بخش عمده آن را بنامبردگان فوق و امثال ايشان داد- اين كار در نظر انصار خوشآيند نيامده خشمناك شدند سخن تلخ ايشان بگوش پيغمبر ص رسيد ناراحت شده انصار را گردآورده و فرمود بنشيند و غير از شما ديگرى نبايد حضور