ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ١٣١ - فصل - ٣٨ كارزار حنين
پيدا كند هنگامى كه همه انصار حاضر شدند پيغمبر ص و على ع آمده در ميانشان آرام گرفتند پيغمبر ص فرمود از شما پرسشى ميكنم پاسخ مرا بدهيد.
عرضكردند بفرمائيد! فرمود آيا شما گمراه نبوديد كه خدا شما را بوسيله من هدايت كرد؟
گفتند آرى منت خدا و رسول او را.
فرمود آيا شما نزديك نبود به آتش دوزخ بيفتيد خدا شما را بسبب من نجات داد؟ عرضكردند آرى منت خدا و رسول را.
فرمود آيا شما اندك نبوديد و خدا جمعيت شما را بوسيله من زياد كرد؟ عرضكردند آرى منت خدا و رسول را.
فرمود آيا شما دشمن يك ديگر نبوديد كه خدا ببركت من ميان شما الفت و دوستى برقرار ساخت؟
گفتند آرى منت خدا و رسول را.
سپس پيغمبر اكرم ص اندكى ساكت شده و فرمود چرا پاسخ مرا نميدهيد گفتند پدران و مادران ما فداى شما چه پاسخى عرض كنيم با اينكه گفتيم خداى متعال شخص شما را از هر جهت برترى داده و بر ما بوجود تو منت نهاده؟ پيغمبر ص فرمود هر گاه ميخواستيد بدرستى پاسخ دهيد ميگفتيد يكه و تنها پيش ما آمدى ترا جا داديم بيمناك بودى در امان خود نگهدارى كرديم ترا بدروغ نسبت دادند و ما ترا تصديق كرديم.
در اين وقت همه شروع كردند بگريستن و بزرگان و پيرمردان انصار از جا برخاسته دست و پاى رسول خدا ص را بوسيده عرضكردند ما بخواست خدا و رسول خوشنوديم و اينك اموال و ثروت ما در تحت اختيار شماست اگر بخواهى آنها را ميتوانى در ميان قوم خود قسمت نمائى و سخنى كه از ناحيه ما بعرض همايونى رسيد از مردمى بوده كه غرضى نداشته و كينه باطنى ابراز ننموده ليكن خيال ميكرده شخص شما