ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٨٤ - فصل ٢٤ غزوه بنى النضير
خرگاه گردون دستگاه حضرتش را احاطه نمودند.
چون شب كاملا جهان را تاريك كرد مسلمانان على ع را نديده برسول خدا عرضه داشتند على ع كجاست؟ ما او را نمىبينيم رسول خدا ص فرمود خيال ميكنم براى انجام كارى بنفع شما اقدام كرده فاصله نشد على ع آمد و سر يهودى كه تير بخرگاه رسول اكرم زده بوده و نامش عرورا بود در برابر آن حضرت گذارد رسول خدا ص پرسيد چه كردى؟
عرضكرد دانستم كه اين بدكردار آدمى دلاور و بيباكست در كمين او نشستم و گفتم ممكن است شب هنگام بقصد شبيخون بر ما از حصار خود بيرون آيد فاصله نشد ديدم با شمشير كشيده باتفاق نه نفر از يهوديان بطرف ما مىآيد منهم فرصت را غنيمت شمرده باو درآويخته و كارش را تمام كردم ليكن اصحابش فرار كرده و بلا درنگ نزديك حصار خود رفتند اكنون عدهاى را با من همراه كن آرزومندم بديشان پيروز آيم رسول خدا ص ده نفر از اصحاب را از قبيل ابو دجانه سماك بن خرشه و سهل بن حنيف را با او همراه كرد و آنان بجانب آن عده كوچ كرده و پيش از آنكه يهوديان به حصار خود وارد شوند بدانها دست يافته همه را كشتند و سرهاشان را حضور رسول خدا ص آوردند پيغمبر اكرم دستور داد آنها را در يكى از چاههاى بنى حطمه ريختند.
و همين عمل على ع ايجاب كرد مسلمانان بتوانند حصار بنى النضير را فتح كنند و پيروز آيند.
و در آن شب كعب بن اشرف يهودى كشته شد.
رسول خدا ص حصارها و ثروتهاى بنى النضير را پس از آنكه بر ايشان تسلط يافته تصاحب كرد و