ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٥٢٠ - باب دهم در اين باب مجملى از احوال برادران آن حضرت و اخبار مربوط بايشان را ذكر ميكنيم
را ضايع ساخته، اينك همان منزلتى را براى ما قائل باشيد كه خداى متعال بما عنايت فرموده و آنچه را كه ما نداريم و در ما موجود نيست بما نسبت ندهيد و در ما نبينيد و بدانيد هر گاه خدا ما را شكنجه فرمايد بر اثر گناهانى بوده كه مرتكبشدهايم و اگر ما را مشمول بخشش خود قرار دهد بر اثر رحمت و بزرگوارى حضرت او بوده.
٣- زيد بن على: حضرت معظم له پس از برادر بزرگوارش ابو جعفر از ساير برادران بزرگوارتر و دانشمندتر و مردى پارسا و پرهيزكار و فقيه و سخاوتمند و دلاور بود.
زيد، شمشير مردى بدست گرفته و با دلاورى مخصوص بخودش امر بمعروف و نهى از منكر مى- فرمود و از كشندگان حسين ع خونخواهى فرمود.
ابو الجارود گويد هنگامى كه وارد مدينه شدم از هر كسى كه احوال زيد را جويا ميشدم ميگفتند او همسوگند قرآنست.
هشام بن هشام گويد از خالد بن صفوان كه احوال زيد را براى ما نقل ميكرد پرسيدم زيد را در كجا ملاقات كردى؟ گفت در رصافه كوفه، پرسيدم زيد چگونه مردى بود؟ گفت همان طور كه ميدانى، بزرگوارى بود كه هر گاه از خوف خدا مىگريست آب چشم و بينى او مخلوط ميشد.
عده زيادى از شيعه مذهبان او را امام ميدانند و علت اينكه نامبرده را امام ميدانند اينست كه حضرت مشار اليه خروج كرد و غرض از خروجش آن بود كه بتواند رضايت آل محمد را جلب كرده و