ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٨١ - فصل - ٤ اطلاع مردم مدينه از شهادت آن سرور
اين دستورات را براى آن داد تا مردم بگويند يزيد باوفاتر و ديندارتر از پسر زياد بود بىخبر از آنكه (ترك واجب كرده و سنت بجا مىآورد).
نعمان حسب الامر، قافله غم و اندوه را بطرف مدينه حركت ميداد و همواره در راه كمال محبت را رعايت مىكرد و از هيچ خدمتى فروگذارى نمىنمود تا وارد مدينه شدند[١].
فصل- ٤ [اطلاع مردم مدينه از شهادت آن سرور]
پس از آنكه پسر زياد سر مبارك حضرت امام حسين ع را بشام فرستاد عبد الملك سلمى را احضار كرده گفت بمدينه رفته و عمرو بن سعيد عاص را از كشتن حسين ع باخبر كن.
عبد الملك گفته حسب الامر براحله خود سوار شده و جانب مدينه رهسپار گرديدم چون نزديك مدينه رسيدم مردى از قريش با من ملاقات كرد و پرسيد چه خبر تازه آورده گفتم هر خبرى باشد از امير خواهى شنيد گفت إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ بخدا سوگند حسين ع شهيد شده.
چون بر عمرو وارد شدم پرسيد چه خبر آورده گفتم خبرى كه امير را شاد و خندان خواهد كرد!
[١]\sُ سوى ملك حجاز آن لشكر آه\z به پيمودند ره را گاه و بىگاه\z چو پيدا گشت راه يثرب از دور\z حرم را شد عيان بر سر دگر شور\z ورود شهر و آن بنگاه و منزل\z بدى اهل حرم را سخت مشكل\z پس آنگه گفت شاه دل پر از درد\z روان شو سوى يثرب اى جوانمرد\z خبر ده اى دليل راهپيما\z از آن غوغا كه آمد بر سر ما\z بشير از امر آن سلطان ذيجود\z برانگيزيد اسب خويشتن زود\z شد اندر شهر و كرد اين شعر انشاد\z بزد از پرده دل سخت فرياد\z بگفت اى پيروان دين احمد\z شهيد تيغ كين شد شاه سرمد\z شهى بگذشت از اين دار فانى\z كه تلخ آمد پس از او زندگانى\z خديوى شد نگون از باره بر خاك\z كه جايش بود دوش شاه لولاك\z ابا آن تشنه كامى آن شه داد\z براه دين جد خويش سر داد\z\E