ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٥٨٢ - باب هجدهم سبب رحلت حضرت ابو الحسن ع و بخشى از اخبار مربوط به آن و علت دستگيرى آن حضرت و محبوس كردن و كشتن هرون آن حضرت ع را
رفتند، على بن اسماعيل روزى براى قضاى حاجت رفته بود تصادفا شكمروى عجيبى باو دست داد كه تمام رودههاى او بيرون ريخت و هر چه كردند شايد بتوانند آنها را بمحل اصلى خود برگردانند نتوانستند تا بر اثر اين پيشآمد در بستر مرگ افتاد و هنگامى كه وجه حواله رسيد وى در حال جاندادن بود چون او را از وصول وجه مژده دادند گفت اينك كه در حال نزعم با آن پول چه خواهم كرد.
آرى «با آل على هر كه در افتاد ورافتاد».
همان سال هرون عزيمت حج كرد نخست بمدينه رفت و موسى بن جعفر ع را دستگير نمود.
گويند چون هرون وارد مدينه شد بزرگان شهر و حضرت ابو الحسن باستقبال او آمدند پس از ورود وى همه متفرق شدند مگر حضرت ابو الحسن كه مطابق با مرسوم بمسجد رسول خدا ص تشريف برد هرون شبانه بزيارت مرقد حضرت رسول اكرم ص مشرف شد و عرضه داشت يا رسول اللَّه از عزيمتى كه نمودهام پوزش ميخواهم يعنى هدف من اينست كه فرزند شما موسى ع را دستگير كرده زندانى نمايم زيرا او ميخواهد ميان امت شما تفرقه بيندازد و خونهاى بيچارگان را بريزد آنگاه فرمان داد موسى بن جعفر را از مسجد دستگير كرده پيش هرون بردند وى حضرت ابو الحسن ع را بزنجير كرد و فرمان داد دو محمل تشكيل داده و آنها را بهمراه عده از سپاهيان خارج كرده يكى را بطرف بصره و ديگرى را به طرف كوفه روانه كرد و موسى بن جعفر ع در محملى بود كه بجانب بصره حركت ميكرد و مخصوصا چنين طرحى را در نظر گرفت تا مردم از سرانجام حضرت ابو الحسن بزودى اطلاع پيدا نكنند و بهمراهيان